برگردان به زبان ساده
هزار جهد بکردم که یار من باشی
مرادبخش دل بیقرار من باشی
هوش مصنوعی: من هزار بار تلاش کردم که تو همراه و یار من باشی و آرزوی قلبی بیقرارم را برآورده کنی.
چراغِ دیدهٔ شبزندهدار من گردی
انیسِ خاطر امّیدوار من باشی
هوش مصنوعی: چشمان من در تاریکی شب زندگیام، مانند نوری است که به من امید میدهد؛ امیدوارم تو همواره همدم و همراه من باشی.
چو خسروانِ ملاحت، به بندگان نازند
تو در میانه، خداوندگار من باشی
هوش مصنوعی: مانند خسروان زیبا که بر بندگان خود ناز میکنند، تو در میان آنها، سرور من باش.
از آن عقیق که خونیندلم ز عشوهٔ او
اگر کنم گلهای غمگسار من باشی
اگر از عشوه روی لب های تو که دل من را خونین کرده گله کنم، تو باید به من غمها را تسکین دهی و درک نشان بدی.
در آن چمن که بتان، دست عاشقان گیرند
گرت ز دست برآید، نگار من باشی
هوش مصنوعی: در چمنی که معشوقها دل عاشقان را به تسخیر میآورند، اگر بتوانی از چنگال آنها فرار کنی، به معشوق من بدل خواهی شد.
شبی به کلبهٔ احزانِ عاشقان آیی
دمی انیسِ دلِ سوگوارِ من باشی
هوش مصنوعی: شبی به خانهٔ دلشکستگان بیا، و کمی همراه من باش تا تنهایی و غمهای من را تسکین دهی.
شود غزالهٔ خورشید، صید لاغر من
گر آهویی چو تو یک دم، شکار من باشی
هوش مصنوعی: اگر تو مانند بزی زیبا و دلربا یک لحظه به من توجه کنی، خورشید من به شکار تو خواهد آمد و من هم به شوق تو و زیباییات در پی تو میدویدم.
سه بوسه کز دو لبت، کردهای وظیفهٔ من
اگر ادا نکنی، قرضدار من باشی
هوش مصنوعی: اگر سه بوسه از لبهایت به من دادهای و این کار را بهعنوان وظیفهام انجام ندادهای، خوب است که بدانی در این صورت، تو نسبت به من دیندار خواهی بود.
من این مراد ببینم به خود که نیمشبی
به جای اشک روان، در کنار من باشی
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که تو را در کنار خود ببینم، که در نیمۀ شب به جای اشک و غم، در کنارم باشی.
من ار چه حافظ شهرم، جویی نمیارزم
مگر تو از کرم خویش، یار من باشی
باید توجه کرد که جَو در قدیم واحد پول و کمارزش بوده است. « از نقد تو هر یک جو، دینار شود روزی » سیف فرغانی