برگردان به زبان ساده
ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
وان گه برو که رستی از نیستی و هستی
ای دل، هرگز بدون عشق و سرمستی نباش، و زمانی که به این حال دست یافتی، نجات یافتهای زیرا که از بودن و نبودن و تعلقات مادی رستهای و رهایی یافتهای.
گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو
هر قبلهای که بینی بهتر ز خودپرستی
گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو زیرا به هر جانبی که روی آوری و به هرچه عشق بورزی، نکوتر و بهتر از خودپرستی است.
با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش
بیماری اندر این ره بهتر ز تندرستی
حافظ حرکت نسیم را ضعیف و ناتوان ولی شاد تصور کرده و می گوید:« همچون نسیم در عین ضعف و ناتوانی شادمان و خوش باش زیرا که در راه عشق ناتوانی بهتر از تندرستی و سلامت است».
در مذهب طریقت خامی نشان کفر است
آری طریق دولت چالاکی است و چستی
در مذهب سیر و سلوک، ناپختگی نشانهای از بیایمانی است. بله، مسیر دستیابی به موفقیت، نیازمند تیزهوشی و سرعت عمل است.
تا فضل و عقل بینی بیمعرفت نشینی
یک نکتهات بگویم خود را مبین که رستی
تا وقتی فضل و عقل خود را ببینی و بهآن مغرور باشی، بیمعرفت خواهی ماند؛ یک پند بهتو میگویم که تو را نجات خواهد داد «خود را مبین»
در آستان جانان از آسمان میندیش
کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی
وقتی به آستان یار (و خاک کوی یار) رسیدی از فلک و آسمان میندیش و هراسنداشته باش زیرا (در غیر اینصورت) از اوج سربلندی و افتخار بر خاک پستی میفتی.
خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
گر چه خار با آزار و اذیت است، ولی گل از طرف او عذرخواهی میکند (زیبایی گل، تیزی و اذیت خار را محو میکند) این مسأله اصلاً سخت نیست چون تلخی شراب کنار لذت و شور مستی به راحتی قابل تحمل است.
صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز
ای کوتهآستینان تا کی درازدستی؟
آیا صوفی بادهنوش باشد و حافظ از باده بپرهیزد؟! ای کوتهآستینان (کنایه از صوفیان) تا کی ظلم و جور میکنید و مردم را از آنچه خودتان انجام میدهید، منع میکنید؟