برگردان به زبان ساده
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
ای ساقی، صبح شده است، ظرفِ شراب را پر کن؛ زمان برای لحظهای نمیایستد، پس تو نیز عجله کن! و جام شراب را به ما بده
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن
ای ساقی قبل از آنکه این دنیای ناپایدار و زودگذر ، خراب و ویران شود، ما را از شراب سرخرنگ مست و مدهوش کن
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
گر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن
شراب همچون خورشیدی از مشرق ساغر برآمد و ظاهر شد، اگر به دنبال توشهای برای عیش و خوشگذرانی هستی، خواب را رها کن
روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند
زنهار کاسهٔ سر ما پرشراب کن
یعنی وقتی روزگار ما را به خاک تبدیل کرد و کوزهگر از آن خاک، روی چرخ کوزهگری ظرف و کوزه ساخت، از خاکِ سرِ ما نیز کاسهای بساز و آن را از شراب پر کن.
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن
من اهل پرهیزکاری و توبه و ادعاهای پوچ و بیمعنی نیستم، اگر میخواهی با من صحبت کنی در مورد جام شراب ناب صحبت کن(نکته: نکته قابل توجه و رندانه حافظ در این بیت قرار دادن و مترادف دانستن طامات، با زهد و توبه هست)
کار صواب، باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
ای حافظ، کار درست، علاقه شدید به سرمستی است؛ پس برخیز و برای انجام کار درست تصمیم محکمی بگیر.