برگردان به زبان ساده
گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
یعنی که رُخ بپوش و جهانی، خراب کُن
هوش مصنوعی: گلبرگ را با عطر گل سنبل بپوشان، یعنی چهرهات را بپوشان و به دلهای مردم آسیب برسان.
بِفْشان عَرَق ز چهره و اطرافِ باغ را
چون شیشههایِ دیدهٔ ما پُرگُلاب کُن
هوش مصنوعی: عرق خود را بر روی چهرهات بریز و اطراف باغ را مانند شیشههای چشم ما با گل خوشبو پر کنید.
اَیّامِ گُل، چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دورِ بادهٔ گلگون، شتاب کُن
هوش مصنوعی: زمانی که گلها در حال پژمرده شدن و عمر به پایان میرسد، ای ساقی، تو هم در خدمت بادهٔ قرمز و خوشگوار، سریعتر عمل کن.
بُگْشا به شیوه، نرگسِ پُرخوابِ مست را
وز رَشک، چَشمِ نرگسِ رَعنا به خواب کن
هوش مصنوعی: چشمان خواب آلود نرگس را باز کن تا بیخبر از حسادت آن، مستی و شوق را در دل بیدار کند و خواب را بر او چیره سازد.
بویِ بنفشه بشنو و زُلْفِ نگار گیر
بِنْگَر به رنگِ لاله و عَزْمِ شراب کُن
هوش مصنوعی: عطر بنفشه را استشمام کن و به موهای زیبای محبوبهات نگاه کن. به رنگ گل لاله توجه کن و تصمیم به نوشیدن شراب بگیر.
زآن جا که رسم و عادتِ عاشقکشی توست
با دشمنان، قَدَح کَش و با ما عِتاب کُن
هوش مصنوعی: از آنجا که تو عادت داری به کشتن عاشقان، با دشمنانت بنوش و با ما به تندی حرف بزن.
همچون حُباب، دیده به رویِ قَدَح گُشای
وین خانه را قیاسِ اساس از حُباب کُن
هوش مصنوعی: مانند حبابی که بر روی لیوان ظاهر میشود، چشمهایت را به سمت آن بگشای و این خانه را با توجه به حبابش بسنج.
حافظ وِصال میطَلَبَد از رهِ دُعا
یا رب! دعایِ خستهدلان، مُسْتَجاب کُن
هوش مصنوعی: حافظ از خدا میخواهد که به خاطر دلهای خسته و غمزده، دعاهای آنها را مستجاب کند و راه وصال را برایش هموار سازد.