برگردان به زبان ساده
تا سرِ زلفِ تو در دستِ نسیم افتادست
دلِ سودازده از غُصه دو نیم افتادست
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای تو در دست نسیم قرار گرفت، دل دلباخته و پر غصهام از شدت غم، به دو نیم تبدیل شد.
چَشمِ جادویِ تو خود عینِ سَوادِ سِحْر است
لیکن این هست که این نُسخه سَقیم اُفتادست
هوش مصنوعی: چشم جادوی تو به اندازه سحر و جادو تاثیرگذار است، اما این نکته وجود دارد که این جادو در واقع دچار نقص و مشکل شده است.
در خَمِ زلف تو آن خالِ سیه دانی چیست؟
نقطهٔ دوده که در حلقه جیم افتادست
هوش مصنوعی: در پیچهای زلف تو، آن نقطهٔ سیاه چیست؟ همان لکهای که در حلقهٔ حرف «ج» افتاده است.
زلفِ مشکینِ تو در گلشنِ فردوسِ عِذار
چیست؟ طاووس که در باغِ نعیم افتادست
هوش مصنوعی: زلفهای سیاه تو در باغ بهشتی چه معنایی دارد؟ مثل طاووسی که در باغ بهشت نشسته است.
دلِ من در هوسِ رویِ تو ای مونس جان
خاکِ راهیست که در دستِ نسیم افتادست
هوش مصنوعی: دل من به یاد روی تو، ای همدم جانم، چون خاکی در جادهای است که نسیم بر آن میوزد.
همچو گَرد این تنِ خاکی نتوانَد برخاست
از سرِ کویِ تو زان رو که عظیم افتادست
هوش مصنوعی: مانند گردی که بر روی این بدن خاکی نشسته، نمیتواند از کنار کوی تو بلند شود، زیرا بزرگی و عظمت تو بر او سایه افکنده است.
سایهٔ قَدِّ تو بر قالبم ای عیسی دم
عکسِ روحیست که بر عَظمِ رَمیم افتادست
هوش مصنوعی: سایه قد تو بر جسم من، ای عیسی، همانند روحی است که بر جسم بیروح و فاسد قرار گرفته است.
آن که جز کعبه مُقامش نَبُد از یادِ لبت
بر درِ میکده دیدم که مُقیم افتادست
هوش مصنوعی: کسی که جایگاهی جز کعبه ندارد، در درب میخانه به یاد لبهای تو نشسته و مقیم شده است.
حافظِ گمشده را با غمت ای یارِ عزیز
اتحادیست که در عهدِ قدیم افتادست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، غم تو و حافظ گمشدهای که به او تعلق دارد، رابطهای عمیق و کهن دارد که از گذشتههای دور برقرار بوده است.