برگردان به زبان ساده
بی تو ای سروِ روان، با گل و گلشن چه کنم؟
زلفِ سنبل چه کشَم عارضِ سوسن چه کنم؟
هوش مصنوعی: بی تو ای زیبای دلانگیز، با گل و باغ چه باید کرد؟ با موهای زیبا چه کنم و چه کنم با چهرهی زیبا؟
آه کز طعنهٔ بدخواه ندیدم رویت
نیست چون آینهام روی ز آهن، چه کنم؟
هوش مصنوعی: آه، به خاطر حرفهای طعنهآمیز بدخواهان، نتوانستم چهرهات را ببینم. چون من مانند آینهای هستم که بر روی آهن قرار دارد، نمیدانم چه باید بکنم.
برو ای ناصِح و بر دردکشان خرده مگیر
کارفرمایِ قَدَر میکند این، من چه کنم؟
ای نصیحتگر، رندان و بادهنوشان را سرزنش نکن و از کار آنها ایراد نگیر، خداوند این تقدیر را برای ما رقم زده، من در برابر این شرایط چه کار میتوانم بکنم؟
برقِ غیرت چو چُنین میجَهَد از مَکمَنِ غیب
تو بفرما که منِ سوخته خرمن چه کنم؟
هوش مصنوعی: وقتی غیرت و شجاعت به شدت در دل شخصی شعلهور میشود، از او خواهش میکنم که به من بگوید در حالی که در دل ناتوانی و سوختگی قرار دارم، چه باید بکنم؟
شاهِ تُرکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دستگیر ار نشود لطفِ تَهَمتَن چه کنم؟
وقتی پادشاه این سرنوشت را برای من روا داشت و مرا در چاه انداخت اگر لطف رستم یاریگر من برای بیرون آمدن از چاه نشود، من چه کاری میتوانم بکنم؟(تلمیح به داستان بیژن و منیژه)
مددی گر به چراغی نکند آتشِ طور
چارهٔ تیرهشبِ وادی ایمن چه کنم؟
هوش مصنوعی: اگر روشنایی چراغی نتواند آتش کوه طور را به وجود آورد، من در تاریکی وادی امن چه کاری میتوانم انجام دهم؟
حافظا خُلدِبَرین خانهٔ موروثِ من است
اندر این منزلِ ویرانه نشیمن چه کنم؟
ای حافظ، بهشت برین خانهای است که به ارث از گذشتگانم به من رسیده. چرا باید دل به این دنیای سست بنیاد و گذرا ببندم؟