برگردان به زبان ساده
عمریست تا من در طلب، هر روز گامی میزنم
دستِ شفاعت هر زمان در نیک نامی میزنم
زمان زیادی به طول یک عمر است که هر روز و مداوم در جستجو هستم. هر زمان برای اینکه شفاعتم کنند به نیک نامی مراجعه می کنم .
بی ماهِ مِهرافروزِ خود، تا بُگذَرانَم روزِ خود
دامی به راهی مینهم، مرغی به دامی میزنم
هوش مصنوعی: بیوجود ماهی که نورش زندگیبخش است، روزهای خود را سپری میکنم. در این مسیر، دامی میچینم و پرندهای را به دام میاندازم.
اورنگ کو؟ گُلچهر کو؟ نقشِ وفا و مِهر کو؟
حالی من اندر عاشقی، داوِ تمامی میزنم
هوش مصنوعی: کجا است تخت و تاج؟ کجا است چهره زیبا؟ کجا است نشان عشق و دوستی؟ حالا که من در عشق هستم، تمام وجودم را در این راه صرف میکنم.
تا بو که یابم آگهی از سایهٔ سَروِ سَهی
گلبانگِ عشق از هر طرف، بر خوش خرامی میزنم
هوش مصنوعی: در جستجوی خبری از زیبایی و محبت، با آهنگ عشق به هر سو میروم و در حالی که با ناز و elegance حرکت میکنم، لحظاتی را سپری میکنم.
هرچند کـآن آرامِ دل، دانم نبخشد کامِ دل
نقشِ خیالی میکشم، فالِ دوامی میزنم
هوش مصنوعی: هر چند میدانم که آن کسی که دل را آرام میکند، نمیتواند آرزوهایم را برآورده سازد، اما به هر حال برای خودم تصاویری زیبا میسازم و چشم به آیندهای امیدوارکننده دارم.
دانم سر آرد غُصِّه را، رنگین برآرد قِصِّه را
این آهِ خون افشان که من، هر صبح و شامی میزنم
هوش مصنوعی: میدانم که غم و اندوه، داستانی رنگین و جذاب به همراه دارد. این آهی که من همیشه در صبح و شب میزنم، همچون خون از دل میجوشد.
با آن که از وی غایبم، وز مِی چو حافظ تایبم
در مجلسِ روحانیان، گَه گاه جامی میزنم
هوش مصنوعی: اگرچه از او دور هستم و در مجلس اهل معرفت با می همدم هستم، گاهی اوقات جرعهای مینوشم.