برگردان به زبان ساده
هر نکتهای که گفتم در وصفِ آن شَمایل
هر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»
هوش مصنوعی: هر چیزی که درباره آن چهره و زیبایی گفتم، هر کسی که شنید، فقط گفت: «خداوند را شکر که چنین زیبایی وجود دارد».
تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
هوش مصنوعی: ابتدا به نظر میرسید که به دست آوردن عشق و دلدادگی و رفتارهای شیطنتآمیز کار سادهای است، اما در پایان، جانم را در راه کسب این ویژگیها سوزاندم.
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
هوش مصنوعی: حَلّاج در هنگام اعدام، این نکته را به زیبایی بیان میکند که در مورد مسائل پیچیده و دشوار، بهتر است از کسانی که در این زمینه تخصص ندارند، سوال نشود.
گفتم که «کِی ببخشی بر جانِ ناتوانم؟»
گفت «آن زمان که نَبْوَد جان در میانه حائل»
هوش مصنوعی: گفتم «کی میخواهی به جان ضعیف من رحم کنی؟» گفت «زمانی که جان مانعی در میانه نداشته باشد.»
دل دادهام به یاری، شوخی، کَشی، نگاری
مَرضیّةُ السَجایا مَحمودَةُ الخَصائل
هوش مصنوعی: دل خود را به یاری و بازیگوشی یک معشوق سپردهام که ویژگیهایش پسندیده و خصلتهای نیکو دارد.
در عینِ گوشهگیری بودم چو چشمِ مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابرویِ تو مایل
هوش مصنوعی: در حالی که به تنهایی و بیخبر از دیگران بودم، چشمان تو مانند چشمان مستی مرا به خود جذب کرده بود و اکنون به خاطر تو، مانند دیگر مستان شاد و سرزنده شدهام.
از آبِ دیده صد رَه طوفانِ نوح دیدم
وز لوحِ سینه نقشت هرگز نگشت زایل
هوش مصنوعی: از چشمهای من سیل و طوفانی به بزرگی طوفان نوح به راه افتاده است و تصویر تو هیچگاه از یادم نمیرود و از دل من محو نخواهد شد.
ای دوست دستِ حافظ تَعویذِ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حَمایل
هوش مصنوعی: ای دوست، آیا دست حافظ برای محافظت از چشم زخم است یا خدایا، آیا میتوانم آن را در گردنت ببینم که آویخته شده؟