برگردان به زبان ساده
به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل
که کَس مباد ز کِردارِ ناصَواب خجِل
هوش مصنوعی: در زمان شکوفایی و زیبایی، از میگساری و اشتباهاتم شرمنده شدم، زیرا نمیخواهم کسی به خاطر رفتار نادرست من احساس شرمندگی کند.
صلاحِ ما همه دامِ رَه است و من زین بحث
نیام ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجِل
هوش مصنوعی: ما همه در دامی از راه قرار داریم و من از این گفتگو به هیچ وجه از شواهد و ساقی خجالتزده نیستم.
بوَد که یار نرنجد ز ما به خُلقِ کریم
که از سؤال ملولیم و از جواب خجِل
هوش مصنوعی: امیدواریم که دوست ما از برخورد نیکو و مهربانیامان ناراحت نشود، چون ما از پرسش خستهایم و از پاسخ دادن شرمنده.
ز خون که رفت شبِ دوش از سراچهٔ چشم
شدیم در نظر رَهرُوانِ خواب خجِل
هوش مصنوعی: ما در خواب شب گذشته، از اشکهایی که از چشمانمان جاری شد به جایی رسیدیم که در آنجا، مسافران خواب شرمنده و خجل به نظر میرسیدند.
رواست نرگسِ مست ار فِکند سر در پیش
که شد ز شیوهٔ آن چشمِ پُر عِتاب خجِل
هوش مصنوعی: اگر نرگس مستی سرش را پایین بیندازد، اشکالی ندارد؛ زیرا از نگاه پر عتاب او، خود را شرمنده و خجالتزده میبیند.
تویی که خوبتری ز آفتاب و شُکرِ خدا
که نیستم ز تو در رویِ آفتاب خجِل
هوش مصنوعی: تو آنقدر زیبا هستی که حتی از آفتاب هم بهتر هستی و از خدا شکر میکنم که در برابر زیباییات خجالتزده نیستم.
حجابِ ظلمت از آن بست آبِ خضر که گشت
ز شعرِ حافظ و آن طَبعِ همچو آب خجِل
هوش مصنوعی: حجاب تاریکی به خاطر آب خضر به وجود آمده که شعر حافظ و طبع لطیفش، مانند آب، را شرمنده کرده است.