برگردان به زبان ساده
دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
یَحیَی بنِ مُظَفَّر مَلِکِ عالمِ عادل
یحیی فرزند مظفر حاکم مقتدر، دانا و دادگستر ، دارنده ی جهان (داریوش سوم) ، یاور دین ، پادشاهی فاضل و کامل است.
ای درگهِ اسلام پناهِ تو گشاده
بر رویِ زمین روزنهٔ جان و دَرِ دل
ای پادشاهی که حاکمیّت تو در پناه اسلام و اسلام تحت حمایت توست بارگاه تو زمین را ملکوتی کرده است. درگاه تو پنجره به روی جان و دریچه ای به روی دل در زمین خاکی گشاده است.
تعظیمِ تو بر جان و خِرَد واجب و لازم
اِنعام تو بر کون و مکان فایض و شامل
ستایش و احترام تو بر عقل و جان واجب است لطف و عنایتِ فرا شمول تو تمام اجزای هستی را دربرمی گیرد همه چیز و همه کس از بخشش و سخاوت تو فیض می برند.
روزِ ازل از کِلکِ تو یک قطره سیاهی
بر رویِ مَه افتاد که شد حلِّ مسائل
اینجا حافظ با رندی تمام مضمون شعر را از مدح به سمت ستایش خداوند هدایت میکند و به پند و موعظه میپردازد ؛ خداوندا به لطف عنایت تو در آغازین روز خلقت، از قلم صُنع تو یک قطره بر روی ماه چکید(( اشاره به پر جبرئيل )) را و سبب شد که همه ی مسائل و مشکلاتِ مخلوقات شامل (جدا نبودنِ روز از شب ، نامعلوم بودن زمان عبادت، کار و استراحت و....) مرتفع گردید.
خورشید چو آن خالِ سیَه دید، به دل گفت
ای کاج که من بودَمی آن هندویِ مقبل
خورشید با آن همه نور و روشنایی هنگامی که مشاهده کرد آن "خال سیاه"((ماه)) مورد توجّهِ ویژه ی خداوند قرار گرفته و منشاء خیر و برکت برای مردم و سببِ حلّ مسائل آنها شده، از روی رشک و حسادت می گوید ای کاش به جای این غلام سیاه خوشبخت من بودم.
شاها فلک از بزمِ تو در رقص و سَماع است
دستِ طَرَب از دامنِ این زمزمه مَگسِل
ای پادشاه ، در سایه ی محفل عیش و عشرت تو چرخ فلک نیز به شور و شوق آمده و مشغول رقص و پایکوبیست تو بمان و بگذار مجلس عیش تو همچنان برقرار و مستدام باشد تا همه ی کائنات غرق در شور و شادمانی باشند.
مِی نوش و جهان بخش که از زلفِ کمندت
شد گردنِ بدخواه گرفتار سَلاسِل
ای پادشاه ، به باده نوشی و عشرت بپرداز و دست به بخشش های بزرگ بزن که به لطفِ زنجیر زلفت تو (به برکت خوی نیک تو) بد خواهان به بند و زنجیر کشیده شده اند.
دورِ فلکی یکسَره بر مَنْهَجِ عدل است
خوش باش که ظالم نَبَرد راه به منزل
چرخ فلک بر مدار عدالت می چرخد ( گردش چرخ فلک در مسیر روشن و راست قرار دارد) ای دل خوش باش که بار کج ِ ظالم هرگز به منزل نمی رسد.
حافظ قلمِ شاه جهان مُقسِمِ رزق است
از بهرِ معیشت مَکُن اندیشهٔ باطل
ای حافظ اندیشه ی باطل به دل راه مده و از بندگان خدا چشم داشتی نداشته باش که تقسیم کننده ی رزق و روزی شاه جهان خداوندِ رزّاق است.