برگردان به زبان ساده
خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
که به ما میرسد زمانِ وصال
هوش مصنوعی: ای نسیم شمال، خوش خبر باش! به زودی زمان ملاقات و وصال ما فرا میرسد.
قصّةُ الْعِشق لَا اِنْفِصامَ لَها
فُصِمَت ها هُنا لسانَ القال
قصه ی عشق را پایانی نیست...بلکه آن چه پایان می یابد، زبان است که از گفتن باز می ماند
ما لِسَلمی و من بِذی سَلَمٍ
أینَ جِیرانُنا و کَیفَ الْحال
سلمی (معشوق) و سلماییان (اهل و اهالی قبیله اش) را چه شد؟ آن همسایگانمان کجاهستند و به چه حالی هستند؟
عَفَتِ الدارُ بَعدَ عافیةٍ
فَاسألوا حالَها عَنِ الاَطْلال
هوش مصنوعی: به دنبال روزهایی که خانه در حال آسایش بود، حال آن را از نشانههای باقیماندهاش بپرسید.
فی جَمالِ الکمالِ نِلتَ مُنی
صَرَّفَ اللهُ عَنکَ عَینَ کمال
در جمال ِ کمال به آرزویت رسیده ای(در اوج هستی) ... خدا تو را ببخشد (در محاوره روزمره برای فرزندان می گوییم: خدا به تون ببخشه) ای عین کمال!
یا بَریدَ الْحِمی حَماکَ الله
مرحباً مرحباً تَعال تَعال
ای نامه بر دوست، خدا حفظت کند ... مرحبا ... مرحبا، بیا ... بیا
عرصهٔ بزمگاه خالی ماند
از حریفان و جامِ مالامال
هوش مصنوعی: محل جشن و میگساری از مهمانان خالی ماند و جام پر از نوشیدنی بیکس ماند.
سایه افکند حالیا شبِ هجر
تا چه بازَند شبرُوانِ خیال
هوش مصنوعی: در حال حاضر، شب غم و جدایی بر همه جا سایه افکنده است و باید دید که خواب و خیال چه بازتابی از این وضعیت خواهند داشت.
تُرکِ ما سویِ کَس نمینِگرد
آه از این کبریا و جاه و جلال
هوش مصنوعی: ما به هیچکسی غیر از خود نمینگریم؛ آه از این بزرگی و مقام و عظمت!
حافظا عشق و صابری تا چند؟
نالهٔ عاشقان خوش است، بِنال
هوش مصنوعی: ای حافظ، تا کی باید در عشق و صبر باقی بمانیم؟ ناله و گریهٔ عاشقان خوشایند است، پس بگذار ناله کنیم.