برگردان به زبان ساده
ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک
حق نگه دار که من میروم، الله مَعَک
ای عزیز دلداری که دل پاره و ریش شده من با لب تو همنشین بود و به قول معروف از سفره همدیگر نمک خورده بودند. حق نگه دار تو باشد که وقت رفتن من رسیده و تو را به خدا می سپارم
تویی آن گوهرِ پاکیزه که در عالمِ قدس
ذکرِ خیرِ تو بُوَد حاصلِ تسبیحِ مَلَک
هوش مصنوعی: تو آن جواهرِ باارزش و پاکی هستی که در عالم قدس همه فرشتگان با ذکر خوبیهایت تسبیح و ستایش میکنند.
در خلوصِ مَنَت ار هست شکی، تجربه کن
کس عیارِ زرِ خالص نشناسد چو محَک
هوش مصنوعی: اگر در خلوص نیت و صداقت خود تردید داری، به آزمایش بپرداز. زیرا هیچکس نمیتواند طلاي خالص را به خوبی محک بزند.
گفته بودی که شَوَم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یَک
تو وعده دادی که باید مست شوم تا به تو دو بوسه بدهم ، اما حالا وعده مستی ات از حد گذشت ولی ما دو بوسه را که هیچ حتی یک بوسه هم ندیدیم
بگشا پستهٔ خندان و شِکَرریزی کن
خلق را از دهنِ خویش مَیَنداز به شک
هوش مصنوعی: پستهٔ خندان را باز کن و شکر را به مردم بده؛ از دهان خودت چیزی را به شک و تردید نینداز.
چرخ برهم زنم ار غیرِ مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشَم از چرخِ فلک
هوش مصنوعی: اگر به خواستهام نرسم، چرخ روزگار را برهم میزنم. من فردی نیستم که از سختیها و مشکلات دنیای سرنوشت خسته شوم.
چون بَرِ حافظِ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بَرِ او یک دو قدم دورتَرَک
هوش مصنوعی: اگر به حافظ اجازه ندهی که به خود ببالد و به دستاوردهایش افتخار کند، ای رقیب، پس از او کمی فاصله بگیر.