برگردان به زبان ساده
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چارهگر از چارسو ببست
هوش مصنوعی: زیبایی و جاذبههای موهایت به قدری زیاد است که هزاران دل را به خود مشغول کرده و تمام راهحلهای عاشقانه را در اطراف خود بستهای.
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود نافهایّ و دَرِ آرزو ببست
هوش مصنوعی: عاشقانی که به عطر نسیم جان میدهند، با بوی نافهای زندگی را آغاز کردند و درهای آرزو بسته شد.
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نُمود و جلوهگری کرد و رو ببست
هوش مصنوعی: من به خاطر زیباییهای معشوقم مجنون شدهام، چون او با ابروانش چون هلال ماه درخشید و با جلوهگریاش، پردهای از زیبایی بر چهرهاش کشید.
ساقی به چند رنگ، می اندر پیاله ریخت
این نقشها نگر که چه خوش در کدو ببست
هوش مصنوعی: بیا ساقی، می را با رنگهای زیبا در جام بریز و به این نقشهای زیبا نگاه کن که چقدر خوب در کدو بسته شدهاند.
یا رب چه غمزه کرد صُراحی که خون خُم
با نعرههای قُلقُلش اندر گلو ببست
هوش مصنوعی: ای خدا، عجب ناز و کرشمهای دارد این شراب، که با صدای غزل و نعرهاش، خون جام را در گلویم محبوس کرده است.
مطرب چه پرده ساخت که در پردهٔ سماع
بر اهل وجد و حال، درِ هایوهو ببست
هوش مصنوعی: موسیقیدان چه نغمهای نواخته که در حال رقص و شادی، فریاد و غوغا را بر جمعیتی که در حالت وجد و شادی هستند، خاموش کرده است.
حافظ! هر آن که عشق نَورزید و وصل خواست
احرامِ طوفِ کعبهٔ دل، بیوضو ببست
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق ورزیدن کوتاهی کرد و به وصال نرسید، در حقیقت بدون آمادگی و خلوص، سفر معنوی به دلش را آغاز کرده است.