برگردان به زبان ساده
دلا، رَفیقِ سفر بختِ نیکخواهت بس
نسیمِ روضهٔ شیراز، پیکِ راهت بس
هوش مصنوعی: ای دل، همسفر خوشبختی و سرنوشتت باش، که نسیم دلانگیز باغهای شیراز، پیامآور راه توست.
دگر ز منزلِ جانان سفر مَکُن درویش
که سِیرِ معنوی و کُنجِ خانقاهت بس
هوش مصنوعی: به مسافر عزیز توصیه میشود که از سفر به منزل محبوب خود خودداری کند، چرا که راهپیمایی معنوی و آرامش در خانقاه برای او کافی است.
وگر کمین بِگُشایَد غمی ز گوشهٔ دل
حریمِ درگهِ پیرِ مغان، پناهت بس
هوش مصنوعی: اگر نگرانیها و غمها برطرف شوند، در دل حریم و جایگاه پیر مغان، پناهی برای تو وجود خواهد داشت.
به صَدرِ مِصْطَبه بنشین و ساغرِ مِی نوش
که این قَدَر ز جهان، کسبِ مال و جاهَت بس
هوش مصنوعی: بر روی سکو نشسته و جام شراب بنوش که به این اندازه از دنیا، کسب ثروت و مقام کافی است.
زیادتی مَطَلَب، کار بر خود آسان کن
صُراحیِ مِیِ لعل و بُتی چو ماهَت بس
هوش مصنوعی: بیش از حد به دنبال موضوعات مختلف نرو، کار را برای خود ساده کن. همچون جام شراب خوشرنگ و بت زیبایی که همچون ماه درخشان است، لذت ببر.
فلک به مَردمِ نادان دهد زِمامِ مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس
هوش مصنوعی: آسمان تقدیر را به دست افراد نادان میسپارد، در حالی که تو افرادی با فضیلت و دانش هستی. همین موضوع کافی است تا متوجه شوی که این خود یک نوع اشتباه و عیب است.
هوایِ مسکن مألوف و عهدِ یارِ قدیم
ز رهروانِ سفرکرده، عذرخواهت بس
هوش مصنوعی: حس و هوای خانهای که برایمان آشناست و یادآوری کردن عهد و قرار با دوست قدیمی، از مسافرانِ سفر کرده، بهانهای مناسب برای توست.
به مِنَّتِ دگران خو مَکُن که در دو جهان
رضایِ ایزد و اِنعامِ پادشاهت بس
هوش مصنوعی: به خودت زحمت نده که برای دیگران مدیون باشی، زیرا در این دو جهان، خشنودی خداوند و نعمت پادشاهی تو کافی است.
به هیچ وِردِ دگر نیست حاجت ای حافظ
دعایِ نیمْشب و درسِ صبحگاهت بس
هوش مصنوعی: به هیچ ذکر دیگری نیازی نیست، ای حافظ؛ دعای نیمهشب و آموزشهای صبحگاهیات کافی است.