برگردان به زبان ساده
بیا و کَشتیِ ما در شَطِ شراب انداز
خروش و وِلوِله در جانِ شیخ و شاب انداز
هوش مصنوعی: بیایید و کشتی ما را در آبهای شراب به حرکت درآورید و شور و هیجان را در دل پیر و جوان ایجاد کنید.
مرا به کَشتیِ باده درافکن ای ساقی!
که گفتهاند «نِکویی کن و در آب انداز»
ای ساقی، مرا غرق در شراب کن (شراب بسیار بده)، چرا که گفتهاند کار خوب کن و در آب بیندازد (اشاره به تو نیکی کن و در دجله انداز ...).
ز کویِ میکده برگشتهام ز راهِ خطا
مرا دگر ز کَرَم با رهِ صواب انداز
هوش مصنوعی: از محل میخانه بازگشتهام و از راه غلطی که رفتهام، تو مرا با لطف خود به راه درست هدایت کن.
بیار زآن مِی گلرنگِ مشکبو جامی
شرارِ رَشک و حسد در دلِ گلاب انداز
هوش مصنوعی: مقداری از آن شراب خوش رنگ و خوشبو بیاور و در جام بریز که آتش حسد و ناکامی را در دل گل سرخ بیفکند.
اگر چه مست و خرابم، تو نیز لطفی کن
نظر بر این دلِ سرگشتهٔ خراب انداز
هوش مصنوعی: اگرچه من در حال مستی و گیجی هستم، اما تو هم لطفی کن و نظری به دل آشفتهام بیانداز.
به نیمشب اگرت آفتاب میباید
ز رویِ دخترِ گُلچهرِ رز، نقاب انداز
هوش مصنوعی: اگر در نیمه شب بخواهی که آفتاب ظاهر شود، باید بر چهره دختر زیبای رَز پردهای بگذاری.
مَهِل که روزِ وفاتم به خاک بسپارند
مرا به میکده بَر، در خُمِ شراب انداز
هوش مصنوعی: به آرامی و با صبر از من خداحافظی کنید، زیرا وقتی که روز مرگ من فرا برسد، میخواهم در میکده و در میان شراب دفن شوم.
ز جورِ چرخ چو حافظ به جان رسید دلت
به سویِ دیو مِحَن، ناوَکِ شهاب انداز
هوش مصنوعی: چون مصیبتها و سختیهای زندگی به حافظ رسید، دل تو باید به سمت دلی پر از خشم و ناراحتی برود و مشکلات را مثل شهابی بر سر خودت بیندازی.