برگردان به زبان ساده
الا ای طوطیِ گویایِ اسرار!
مبادا خالیَت شَکَّر ز مِنقار
هوش مصنوعی: ای طوطی باهوش و سخنگو، مواظب باش که زبانت هرگز از شیرینی حرف خالی نشود.
سَرَت سبز و دلت خوش باد، جاوید
که خوش نقشی نمودی از خطِ یار
هوش مصنوعی: سر تو سبز و دل تو شاد باد همیشه که نشان زیبا و خوشی از محبت یار را به نمایش گذاشتهای.
سخن سربسته گفتی با حریفان
خدا را زین معما پرده بردار
هوش مصنوعی: با دوستانت به طرز اشارهآمیز سخن گفتی، حالا از خدا بخواه تا این راز را برایت روشن کند.
به رویِ ما زن از ساغر گلابی
که خوابآلودهایم، ای بختِ بیدار!
هوش مصنوعی: برای ما از جام گلاب بریز، ما در رویای شیرین و خوابآلودیم، ای خوب بخت بیدار.
چه رَه بود این که زد در پرده مطرب؟
که میرقصند با هم مست و هشیار
هوش مصنوعی: چه رازی در این است که مطرب پرده را کنار زده است؟ که در آن حال، مست و هشیار به هم میرقصند.
از آن افیون که ساقی در مِی افکند
حریفان را نه سَر مانَد، نه دَستار
هوش مصنوعی: از آن شرابی که ساقی در لیوان میریزد، حریفان نه سَر دارند و نه دستار.
سِکَندَر را نمیبخشند آبی
به زور و زر مُیَسَّر نیست این کار
هوش مصنوعی: سکندر به خاطر داشتن قدرت و ثروت نمیتواند همه چیز را به دست آورد، زیرا دستیابی به برخی چیزها آسان نیست و نمیتوان با زور و پول همه چیز را خرید.
بیا و حالِ اهلِ درد بشنو
به لفظِ اندک و معنیِ بسیار
هوش مصنوعی: بیایید و حال کسانی را که در درد و رنج هستند بشنوید، با کلماتی کم اما معنایی عمیق.
بُتِ چینی عدویِ دین و دلهاست
خداوندا دل و دینم نگه دار
هوش مصنوعی: مجسمههای چینی دشمن دین و احساسات انسانی هستند. خداوندا، از تو میخواهم که دل و عقیدهام را حفظ کنی.
به مستوران مگو اسرارِ مستی
حدیثِ جان مگو با نقشِ دیوار
هوش مصنوعی: به پنهانکاران از رازهای مستی نگو، و داستان جان را بر دیوار نگذارش.
به یُمنِ دولتِ منصور شاهی
عَلَم شد حافظ اندر نظمِ اشعار
هوش مصنوعی: به برکت و لطف حکومت منصور، حافظ در سرایش شعرها نامدار و مشهور شد.
خداوندی به جایِ بندگان کرد
خداوندا ز آفاتش نگه دار
هوش مصنوعی: خداوند به جای بندگان خود، برتری و مقام بالایی قرار داده است. ای خدا، آنها را از آسیبها و خطرات محفوظ بدار.