برگردان به زبان ساده
اگر آن طایرِ قدسی ز دَرَم بازآید
عمرِ بگذشته به پیرانه سرم بازآید
هوش مصنوعی: اگر آن پرندهی معنوی به سراغ من بیاید، زندگی از دست رفتهام دوباره در سالهای پیری به من بازخواهد گشت.
دارم امّید بر این اشکِ چو باران که دگر
برقِ دولت که بِرَفت از نظرم بازآید
هوش مصنوعی: من به این اشکها که مانند باران میبارند، امید دارم که شاید دوباره خوشبختی که از پیشم رفته، بازگردد.
آن که تاجِ سرِ من خاکِ کفِ پایش بود
از خدا میطلبم تا به سرم بازآید
هوش مصنوعی: من از خدا میخواهم که دوباره کسی که برای من همچون تاجی ارزشمند بوده و در پایین پایش قرار داشته، به سرم بازگردد.
خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز
شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید
هوش مصنوعی: من در پی او خواهم رفت و اگر خبر از او به دستم نرسد، دوباره به سمت دوستان عزیزم برمیگردم.
گر نثارِ قدمِ یارِ گرامی نکنم
گوهرِ جان به چه کار دگرم بازآید؟
هوش مصنوعی: اگر برای قدمهای محبوب عزیزم نثار نکنم، پس جانم به چه کار دیگری میآید؟
کوسِ نو دولتی از بامِ سعادت بزنم
گر ببینم که مَهِ نوسفرم بازآید
بر بلندای بام سعادت، طبل خوشبختی می زنم اگر ببینم که معشوق تازه سفرکرده ام بازمی گردد.
مانِعَش غلغلِ چنگ است و شکرخوابِ صَبوح
ور نه گر بشنود آهِ سحرم بازآید
هوش مصنوعی: مانع برگشت او صدای چنگ و شبنشینی شیرین است و اگر صدای آه صبح را بشنود، دوباره برمیگردد.
آرزومندِ رخِ شاهِ چو ماهم حافظ
همتی تا به سلامت ز درم بازآید
هوش مصنوعی: من به زیبایی و چهره دلفریب آن شاه مانند ماه آرزو دارم و از خدا میخواهم که همت و قدرتی به من بدهد تا او به سلامت و با خوشحالی به سراغ من بیاید.