برگردان به زبان ساده
زهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کامِ غمزدگان غمگُسار بازآید
هوش مصنوعی: زمانی خوش و مبارک است که معشوق دوباره برگردد و به دلهای غمگین و غمزده آرامش و شادابی بخشد.
به پیشِ خیلِ خیالش کشیدم اَبلقِ چشم
بدان امید که آن شهسوار بازآید
هوش مصنوعی: به جمع خیالهای آن معشوق شیرینچشم آمدم با این امید که آن جوان مرد دوباره برگردد.
اگر نه در خمِ چوگان او رَوَد سَرِ من
ز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید
هوش مصنوعی: اگر سر من به دست او بیفتد و در بازی چوگان او قرار بگیرد، دیگر از من نخواهید شنید که سر من چه سرنوشتی خواهد داشت.
مقیم بر سرِ راهش نشستهام چون گرد
بدان هوس که بدین رهگذار بازآید
هوش مصنوعی: من در کنار راهی که او میرود نشستهام، چون امیدوارم که او دوباره به این مسیر برگردد.
دلی که با سرِ زلفین او قراری داد
گمان مَبَر که بدان دل قرار بازآید
هوش مصنوعی: دلی که به خاطر زیبایی و جذابیت زلفهای او آرامش یافته، نباید تصور کنی که آن دل دوباره به آرامش خواهد رسید.
چه جورها که کشیدند بلبلان از دی
به بویِ آن که دگر نوبهار بازآید
هوش مصنوعی: بلبلان برای بوی خوب بهاران چه سختیها که تحمل کردهاند، تا دوباره بهار بیاید.
ز نقش بندِ قضا هست امید آن حافظ
که همچو سرو به دستم نگار بازآید
هوش مصنوعی: امید دارم که معشوقم دوباره به سوی من بازگردد، چون سروی است استوار که از طرف تقدیر به من هدیه شده است.