برگردان به زبان ساده
به کویِ میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟
که جوشِ شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
هوش مصنوعی: در محلی که میخانه است، ای خدا، چه کار و مشغلهای وجود دارد؟ که در آنجا فقط حال و هوای عشق، شراب، بادهفروشی و نور شمعها به پا است.
حدیثِ عشق که از حرف و صوت مُستَغنیست
به نالهٔ دف و نی در خروش و ولوله بود
هوش مصنوعی: داستان عشق نیازی به کلمات و صداها ندارد، بلکه با ناله و صدای دف و نی به خوبی بیان میشود و درونش شور و ولولهای عمیق نهفته است.
مباحثی که در آن مجلسِ جنون میرفت
وَرایِ مدرسه و قال و قیلِ مسأله بود
هوش مصنوعی: در آن جلسه که به جنون میکشید، صحبتهایی مطرح میشد که فراتر از مباحث علمی و جدلهای معمول بود.
دل از کرشمهٔ ساقی به شُکر بود ولی
ز نامساعدیِ بختش اندکی گِلِه بود
هوش مصنوعی: دل به لطف و محبت ساقی خوش بود، اما به خاطر بدشانسی کمی ناراحت بود.
قیاس کردم و آن چشمِ جادوانهٔ مست
هزار ساحر چون سامریش در گَله بود
هوش مصنوعی: چشمان جذاب و فریبندهاش را با هزار جادوگر مقایسه کردم، که مانند سامری در میان گلهای از جادوها قرار داشت.
بگفتمش به لبم بوسهای حوالت کن
به خنده گفت کِیات با من این معامله بود؟
هوش مصنوعی: به او گفتم که یک بوسه به من بده، اما او با خنده جواب داد: از کی این معامله بین ما بوده است؟
ز اخترم نظری سعد در رَه است که دوش
میان ماه و رخِ یارِ من مُقابله بود
هوش مصنوعی: درخشش ستارهای خوشیمن بر سر راه من وجود دارد، زیرا دیشب میان چهرهی زیبا و ماه درخشان، دیداری اتفاق افتاد.
دهانِ یار که درمانِ دردِ حافظ داشت
فغان که وقتِ مُرُوَّت چه تنگ حوصله بود
هوش مصنوعی: دهان معشوق که میتوانست به دردهای حافظ پاسخ دهد، آه و افسوس که زمان کوتاهی برای لطف و مهربانی وجود داشت.