برگردان به زبان ساده
دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
در خواب خوشی دیدم که پیالهای در دستم بود، آن خواب تعبیر شد و در آن سرنوشت من به قضا و قدر سپرده شد.
چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت
تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود
ما چهل سال زحمت و غم متحمل شدیم، و در نهایت، چاره ما در یک شیشه شراب دوساله است.
آن نافهٔ مراد که میخواستم ز بخت
در چینِ زلفِ آن بتِ مشکین کُلاله بود
ان مقصود خوشبو که از سرنوشت میخواستم، در پیچ و خم همان گیسوی مجعد مشکی معشوق بود
از دست برده بود خمارِ غمم سحر
دولت مساعد آمد و مِی در پیاله بود
از غمگساری تا سحر به خماری افتاده بودم که شرایط که شرایط به کام من شد و پیالهام پر می بود
بر آستانِ میکده خون میخورم مدام
روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود
هوش مصنوعی: در جلوی درِ میکده دائماً در حال نوشیدن خون هستم، چرا که روزی ما از سفرهی قَدَر این لقمه است.
هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید
در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود
هوش مصنوعی: هرکس که عشق و محبت را در دل نکارد و از زیباییها بهرهای نبرد، در مسیر زندگی تنها نظارهگر fragility یا آسیبپذیری گلها خواهد بود.
بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح
آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود
هوش مصنوعی: در صبحگاه که زمان آواز خواندن و ناله کردن مرغ سحر است، به باغ گل دلم گذر کردم.
دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه
یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
هوش مصنوعی: شعر زیبا و دلنشین حافظ در ستایش شاه، از یک بیت این قصیده ارزشمندتر از صد متن علمی و رسمی است.
آن شاهِ تندحمله که خورشیدِ شیرگیر
پیشش به روزِ معرکه کمتر غزاله بود
هوش مصنوعی: آن پادشاه شجاع و تندخو که در میدان جنگ، نور خورشید که گویی مظهر زیبایی است، در برابرش به اندازه یک غزال کوچک و کماهمیت مینماید.