برگردان به زبان ساده
آن، کیست کز روی
کَرَم، با ما وفاداری کند؟
بر جای بدکاری چو من،
یک دم نکوکاری کند؟
ان چه کسیست که از روی بخشش بامن وفادار باشد و در پاسخ بد رفتاری هاي من برای لحظه ای مرا دریابد و جوابم را با نیکویی بدهد؟ (از خطایم بگذرد)
اول، بِه بانگِ نای و
نی، آرد به دل، پیغام وی
وآنگه به یک پیمانه
می، با من وفاداری کند
ابتدا با آواز و نی زدن برایم پیغام بفرستد وسپس در کنارم مي بنوشد و وفادار باشد
دلبر که جان فرسود از
او، کام دلم نگْشود از او
نومید نتْوان بود از
او، باشد که دلداری کند
افسرده و خسته شده ام از کسی که دوستش دارم ، هنوز مرا به آرزویم نرسانده اما نمیتوانم از او ناامید شوم، شاید روزی عاشقانه بادلم مهربان شود
گفتم: «گره نگْشودهام،
زان طُرّه تا من بودهام»
گفتا: «مَنَش فرمودهام،
تا با تو طَرّاری کند»
گفتم تا با تو هستم گره ای از کارم باز نشده و وبه آرزویی نرسیده ام.گفت اين خواست من بوده که در کارت گره بیفتد و به خواسته ات نرسی
پشمینهپوش تندخو، از
عشق نشنیدهست بو
با مستیاش، رمزی بگو!
تا تَرکِ هشیاری کند
شخصی که لباس خشن به تن دارد و اخلاق تند و پرخاشگر دارد، از عشق و احساسات عمیق بیخبر است. او را مست شوق و شادی کن تا رمز را دریابد و از خود بیخود شود.
چون من گدای بینشان،
مشکل بود یاری چُنان
سلطان کجا عیشِ نهان،
با رندِ بازاری کند؟
هوش مصنوعی: من به عنوان یک فرد فقیر و بیهویت، کمک گرفتن از یک سلطان دشوار است. چگونه میتواند کسی که به زندگی پنهانی و لذتهای خود مشغول است، به من که در دنیای عادی زندگی میکنم، یاری رساند؟
زآن طُرّهٔ پرپیچ و خم،
سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم،
هر کس که عیّاری کند؟
هوش مصنوعی: از آن موهای پرپیچ و تاب، آسان است اگر ببینم ظلم و ستمی که از بند و زنجیرش ناشی میشود، چه غمی دارم وقتی هر کس بتواند به نوعی مکارانه عمل کند؟
شد لشکر غم بیعدد، از
بخت میخواهم مدد
تا فخرِ دین عبدالصّمد،
باشد که غمخواری کند
هوش مصنوعی: غمهای زیادی بر من آمدند و چون یاری از سرنوشت میطلبم، امیدوارم که فخر دین، عبدالصمد، بتواند به من کمک کند و از اندوهم بکاهد.
با چشم پر نیرنگ او،
«حافظ»! مکن آهنگ او!
کآن طُرِّهٔ شبرنگِ
او، بسیار طرّاری کند
هوش مصنوعی: با نگاه جذاب و دلربای او، حافظ به او نزدیک نشو، زیرا آن چهرهی زیبا و فریبندهاش، بسیاری از کارها را به طرز ماهرانهای انجام میدهد.