برگردان به زبان ساده
طایِرِ دولَت اَگَر باز گُذاری بِکُنَد
یار بازآیَد و با وَصْل، قَراری بِکُنَد
هوش مصنوعی: اگر به من یاری برگردد و فرصت مناسب فراهم شود، دوباره یکدیگر را خواهیم دید و ارتباطی برقرار خواهیم کرد.
دیدِه را دَسْتگَهِ دُرّ و گُهَر، گَرچِه نَمانْد
بِخورَد خونی و تَدْبیرِ نِثاری بکُند
هوش مصنوعی: چشمانت اگرچه دستاوردهای ارزشمندی ندارند، باز هم میتوانند از غم و اندوهی که در دل دارند، فریاد بزنند و تدبیر و برنامهریزی کنند.
دوش گُفْتَم: «بِکُنَد لَعْلِ لَبَش، چارِهٔ مَن؟»
هاتِفِ غِیْب، نِدا داد کِه: «آری! بِکُنَد»
هوش مصنوعی: دیشب به لبهای زیبای او اشاره کردم که مشکل من را حل کند، ناگاه صدای الهی به من گفت که بله، او میتواند مشکل مرا برطرف کند.
کَس نیارَد برِ او دَم زنَد از قِصِّهٔ ما
مَگَرَش بادِ صَبا گوش، گُذاری بِکُنَد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند برای او در بارهٔ داستان ما سخن بگوید، مگر اینکه نسیم سحرگاهی به او خبر دهد.
دادِهاَم بازِ نَظَر را به تَذَرْوی، پرواز
بازخوانَد مَگَرَش نَقْش و شِکاری بِکُنَد
هوش مصنوعی: من نگاهی را دوباره به پروازی پیشکش کردهام، تا شاید بتواند نقشی را به تصویر بکشد و صیدی را به دام اندازد.
شَهْر، خالیست زِ عُشّاق؛ بُوَد کَز طَرَفی
مَرْدی اَز خویش بُرون آید و کاری بِکُنَد
هوش مصنوعی: شهر از عشق و عاشقان خالی است، زیرا اگر مردی از سمت خود برخیزد و اقدامی انجام دهد، وضعیت تغییر خواهد کرد.
کو کَریمی که ز بَزْمِ طَرَبَش، غَمزَدِهای
جُرعِهای دَرکَشَد و دَفْعِ خُماری بِکُنَد؟
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که از جشن و شادیاش، دلشکستهای را بنوشاند و غم و ناخوشیاش را بزداید؟
یا وَفا، یا خَبَرِ وَصْلِ تو، یا مَرْگِ رَقیب
بُوَد آیا که فَلَک، زین دو سِه، کاری بِکُنَد؟
هوش مصنوعی: آیا برای من وفا خواهد بود، یا خبری از وصال تو به دست خواهد آمد، یا اینکه مرگ رقیب خواهد بود؟ آیا آسمان از میان این دو یا سه کار، اقدامی انجام خواهد داد؟
«حافِظا»! گَر نَرَوی از دَرِ او، هَم روزی
گُذَری بَر سَرَت از گوشِه کِناری بِکُنَد
هوش مصنوعی: ای حافظ، اگر از آستان او دور شوی، روزی حتماً از یک طرف به تو سر میزند و گذرت را میبیند.