برگردان به زبان ساده
صبا به تهنیتِ پیرِ مِیفروش آمد
که موسمِ طرب و عیش و ناز و نوش آمد
باد صبا به پیرِ مِیفروش مژده داد که زمان شادی، خوشی و کامرانی کامل فرارسیده است.
هوا مسیحنفس گشت و باد نافهگشای
درخت سبز شد و مرغ دَر خروش آمد
هوا چون دم مسیح (زندگی بخش) شد و باد مشک پراکند. درخت جوانه زد و پرنده، آواز سر داد.
تنورِ لاله چنان برفروخت بادِ بهار
که غنچه غرقِ عرق گشت و گل به جوش آمد
باد بهاری چنان در تنور لاله (آتش عشق) دمید که غنچه غرق عرق شد و گل، ناآرام گردید.
به گوشِ هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سَحَر از هاتفم به گوش آمد
سخن مرا با گوش جان بشنو و به کامرانی بپرداز؛ زیرا این سخن را بامدادان از پیام آوری شنیدهام که دیده نمیشود.
ز فکرِ تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکمِ آنکه چو شد اهرمن سروش آمد
از اندیشهٔ تفرقه بیرون بیا تا مجموع شوی؛ زیرا پس از رفتن اهرمن، سروش میآید. [تفرقه و جمع همیشه در کنار هم هستند! به استناد لغتنامه دهخدا (نقل از عطار نیشابوری)، «جمع» عین حق است و «تفرقه» صفت حق.]
ز مرغِ صبح ندانم که سوسنِ آزاد
چه گوش کرد که با دَه زبان خموش آمد
نمیدانم سوسن آزاد از مرغ صبح چه شنید که با داشتنِ دَه زبان، خاموشی گزید.
چه جایِ صحبتِ نامحرم است مجلسِ انس؟
سرِ پیاله بپوشان که خرقهپوش آمد
هوش مصنوعی: در اینجا تأکید بر این است که در شرایطی که نباید صحبتهای نامناسب مطرح شود، بهتر است که از گفتگوهای نا مناسب اجتناب کنیم. همچنین، اشاره به این است که وقتی فردی با ویژگیهای خاص و مذهبی وارد جمع میشود، باید رفتار و گفتار خود را متناسب با آن شرایط تغییر دهیم و محتاطانه عمل کنیم.
ز خانقاه به میخانه میرود حافظ
مگر ز مستیِ زهدِ ریا به هوش آمد
حافظ از خانقاه به میخانه میرود؛ گویا مستی زهدِ ریایی از سر او پریده است.