برگردان به زبان ساده
مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
هدهد خوشخبر از طَرْفِ سبا بازآمد
ای دل مژده بده که که سرانجام باد صبا برگشت؛ و پوپک پیامآورِ دیار سبا از راه رسید. [در اینجا–و به استناد لغتنامهٔ دهخدا–«دگر» یعنی سرانجام]
برکش ای مرغِ سحر نغمهٔ داوودی باز
که سلیمانِ گل از بادِ هوا بازآمد
ای بلبل، دوباره نغمه داوودی سر بده، زیرا گل زیبا همراه باد باز آمده است. [نغمهٔ داوودی، آوازی بوده که داوود در ستایش خدا میخوانده است. احتمالا منظور از «سلیمانِ گل»، گل بسیار زیبای «سوسن» باشد. به این دلیل که حافظ در همین غزل آشکارا از آن نام میبرد و نیز اینکه گفته میشود داوود در نامهای عاشقانه، از «گل سوسن» یاد کرده است.]
عارفی کو که کُنَد فَهْم زبانِ سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
عارف و دانای پاکیزهای کجاست تا زبان گل سوسن را بفهمد و از او بپرسد که چرا ما را ترک کرد و چرا بازآمد؟
مردمی کرد و کرم لطفِ خداداد به من
کـآن بتِ ماهرخ از راهِ وفا بازآمد
یار زیبا و ماهرخ من، بسیار در حق من نیکویی و کرم کرد که با من آشتی کرد و مهربان شد.
لاله بویِ میِ نوشین بشنید از دمِ صبح
داغدل بود، به امّیدِ دوا بازآمد
لاله، بوی بادهٔ شیرین از نسیم صبح شنید؛ داغ بر دل داشت، برای درمان آمد. [به استناد لغتنامهٔ دهخدا، «نوشین» یعنی «شیرین»]
چشمِ من در رهِ این قافلهٔ راه بماند
تا به گوشِ دلم آوازِ دَرا بازآمد
چشم به راه کاروانی بودم که قرار بود برسد. تا آنکه به گوش دل، صدای زنگ شتر را شنیدم.
گرچه حافظ دَرِ رَنجِش زد و پیمان بِشکست
لطفِ او بین که به لطف از درِ ما بازآمد
اگرچه حافظ رنجیدهخاطر گشت و قول خود را شکست؛ لطف یار او را ببین که با مهربانی و لطف بهنزد او بازگشت.