برگردان به زبان ساده
عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
وصلِ تو کمالِ حیرت آمد
هوش مصنوعی: عشق تو مانند درختی است که شگفتی و حیرت به وجود میآورد، و پیوستن به تو اوج و حداکثر شگفتی است.
بس غرقهٔ حالِ وصل کآخر
هم بر سرِ حالِ حیرت آمد
هوش مصنوعی: بسیار در حال وصالی غرق شدم تا اینکه در پایان، دوباره به حالت حیرت و سردرگمی رسیدم.
یک دل بنما که در رَهِ او
بر چهره نه خالِ حیرت آمد
هوش مصنوعی: یک دل نشان بده که در راه او، بر چهرهاش نشانهای از حیرت دیده نشود.
نه وصل بِمانَد و نه واصل
آن جا که خیالِ حیرت آمد
هوش مصنوعی: نه پیوندی باقی میماند و نه کسی به آنجا میرسد، وقتی که فکر حیرت و شگفتی سراسر وجود را فرا بگیرد.
از هر طرفی که گوش کردم
آوازِ سؤالِ حیرت آمد
هوش مصنوعی: از هر سو که توجه کردم، صدای پرسشهای شگفتانگیز به گوش رسید.
شد مُنهَزِم از کمالِ عزّت
آن را که جلالِ حیرت آمد
هوش مصنوعی: کسی که به اوج عزت و بزرگمنشی دست یافته است به شدت تحت تأثیر شگفتی و عظمت قرار میگیرد.
سر تا قدمِ وجودِ حافظ
در عشق، نهالِ حیرت آمد
هوش مصنوعی: وجود حافظ در عشق، به اندازهای شگفتانگیز و حیرتانگیز است که تمام وجودش را در بر میگیرد و مثل نهالی پر از عشق، حیرت را به نمایش میگذارد.