برگردان به زبان ساده
دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
کز حضرتِ سلیمان، عشرت اشارت آمد
هوش مصنوعی: شب گذشته پیامی از آصف به من رسید که خبر از خوشحالی و شادی از سوی حضرت سلیمان را به همراه داشت.
خاکِ وجود ما را، از آبِ دیده گِل کن
ویرانسرایِ دل را، گاهِ عمارت آمد
هوش مصنوعی: از اشکهایم خاک وجودم را بساز و ویرانیهای دلم را بازسازی کن. زمانی برای ساختن و ایجاد دوباره فرارسیده است.
این شرحِ بینهایت، کز زلفِ یار گفتند
حرفیست از هزاران، کاَندر عبارت آمد
هوش مصنوعی: این توضیح بیپایان که درباره زلف معشوق گفته شده، فقط یکی از هزاران حرفی است که در این عبارت بیان شده است.
عیبم بپوش زنهار، ای خرقهٔ مِیآلود
کآن پاکِ پاکدامن، بهرِ زیارت آمد
هوش مصنوعی: نقص من را پنهان نگهدار، ای ردای پر از شراب، چون انسان پاکدامن برای زیارت به اینجا آمده است.
امروز جایِ هر کس، پیدا شود ز خوبان
کآن ماهِ مجلسافروز، اندر صدارت آمد
هوش مصنوعی: امروز هر کس در جایگاه خود مشخص میشود، چون آن معشوق دلربا که مجلس را روشن میکند، در مقام رهبری و اداره امور آمده است.
بر تختِ جم که تاجش، معراجِ آسمان است
همّت نگر که موری، با آن حقارت آمد
هوش مصنوعی: در تخت شاهانهای که تاج آن نماد بلندی آسمان است، توجه کن که موری (مورچهای) با آن کوچکی و حقارتش به آنجا آمده است.
از چشمِ شوخش ای دل! ایمانِ خود نگه دار
کآن جادویِ کمانکش، بر عزمِ غارت آمد
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چشمان او، ای دل، ایمان خود را حفظ کن، زیرا آن جذبه و سحری که در کمان او نهفته است، میتواند همه چیز را ببرد و تو را نیز درگیر کند.
آلودهای تو حافظ، فیضی ز شاه درخواه
کآن عنصرِ سَماحت، بهرِ طهارت آمد
هوش مصنوعی: تو دلت را به چیزهای ناپاک آلوده کردی، اما از شاه بخواه که فیض و برکت را به تو عطا کند، زیرا این روح و عنصر بخشندگی و سادگی، برای پاکی و طهارت آمده است.
دریاست مجلسِ او، دَریاب وقت و دُر یاب
هان ای زیانرسیده وقتِ تجارت آمد
هوش مصنوعی: دریا، محفل اوست؛ زمان را غنیمت شمار و ارزش آن را بشناس. ای کسی که به خود آسیب زدهای، بدان که زمانِ کسب و کار فرا رسیده است.