برگردان به زبان ساده
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
که تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد
هوش مصنوعی: بنفشه دیروز به گل گفت و با ناز و زیبایی اشاره کرد که زیبایی و جذابیت من به خاطر موهای آن شخص خاص است.
دلم خزانهٔ اسرار بود و دستِ قضا
درش بِبَست و کلیدش به دلسِتانی داد
هوش مصنوعی: دل من مثل یک گنجینهی پر از رازها بود، اما تقدیر آن را بست و کلیدش را به افرادی سپرد که به دلها اهمیت میدهند.
شکستهوار به درگاهت آمدم، که طبیب
به مومیاییِ لطفِ توام، نشانی داد
هوش مصنوعی: با حالتی شکسته و ناامید به درگاه تو آمدم، چرا که تو همانی هستی که با لطف و مهربانیات، نشانهای را نشانم دادی تا به شفا برسم.
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاریِ ناتوانی داد
هوش مصنوعی: او به خوبی زندگی میکند و دلش شاد است و خاطرش خوش است، چرا که به یاری کسی که به کمک نیاز داشته، شتافته است.
برو معالجهٔ خود کن ای نصیحتگو
شراب و شاهدِ شیرین، که را زیانی داد؟
هوش مصنوعی: به دنبال درمان خود برو ای کسی که نصیحت میکنی، چرا که نوشیدنی و معشوقههای لذتبخش به کسی آسیب نزدهاند؟
گذشت بر منِ مسکین و با رقیبان گفت
دریغ، حافظِ مسکینِ من، چه جانی داد
هوش مصنوعی: زمانی که من در رنج بودم و از رقبای خود میشنیدم که به من حسرت میخورند، متوجه شدم که حافظ، یعنی منِ فقیر، چه جان باختگی را تجربه کرده است.