برگردان به زبان ساده
آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
صبر و آرام توانَد به منِ مسکین داد
هوش مصنوعی: کسی که به چهرهات زیبایی مانند گل و نسرین بخشید، میتواند برای منِ بیچاره صبر و آرامش به ارمغان آورد.
وان که گیسویِ تو را رسمِ تَطاول آموخت
هم تواند کَرَمَش دادِ منِ غمگین داد
هوش مصنوعی: کسی که به تو یاد داده که چگونه موهایت را بلند کنی، میتواند به من که در غم هستم، هم لطف کند و یاری برساند.
من همان روز ز فرهاد طمع بُبریدم
که عنانِ دلِ شیدا به لبِ شیرین داد
هوش مصنوعی: من در همان روز که فرهاد از عشق شیرین مایوس شد و دل شیدای خود را به او سپرد، دیگر امیدی به عشق نداشتم.
گنجِ زر گر نَبُوَد، کُنجِ قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد
هوش مصنوعی: اگرچه گنج و ثروت ممکن است وجود نداشته باشد، اما قناعت و بینیازی همیشه باقی است. کسی که ثروت را به شاهان میبخشید، به نیازمندان هم کمک میکند.
خوش عروسیست جهان از رهِ صورت لیکن
هر که پیوست بدو، عمرِ خودش کاوین داد
هوش مصنوعی: جهان به خاطر زیباییهای ظاهریاش مانند یک عروسی شاد و پر زرق و برق به نظر میرسد، اما هر کسی که به این زیباییها وابسته شود، عمر و زندگیاش را برای آن صرف میکند.
بعد از این دستِ من و دامنِ سرو و لبِ جوی
خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
هوش مصنوعی: از این به بعد، دست من و دامن سرو و لب آب، به ویژه حالا که نسیم بهاری خبر آمدن فروردین را آورده است.
در کفِ غصه دوران، دلِ حافظ خون شد
از فراقِ رُخَت ای خواجه قوامُ الدین، داد
هوش مصنوعی: دل حافظ از درد دوری تو به شدت رنج میکشد و از غم روزگار به شدت خونین شده است، ای خواجه قوامالدین، این را به تو میگوید.