برگردان به زبان ساده
رفتم بدر پیر خرابات تو بودی
رفتم بدر شیخ مناجات تو بودی
هوش مصنوعی: به آرامگاه و محل شرابخواری رفتم، تو آنجا بودی، و وقتی به محفل عبادت و نیایش رسیدم، باز هم تو آنجا بودی.
در کعبه و در دیر بهر مامن و مسکن
چون حلقه زدم، قبله حاجات تو بودی
هوش مصنوعی: در کعبه و در معبد به دنبال جایی برای آرامش و سکونت بودم، اما همیشه تو، سمت قبله و مراد من بودی.
عالم همه دیدم که بجز اسم و صفت نیست
نیکو نگرستم همه را ذات تو بودی
هوش مصنوعی: در تمام جهان فقط اسم و صفات را مشاهده کردم و وقتی خوب نگریستم، فهمیدم که همه آنها در حقیقت ذات تو بودند.
گیتی همه را در عدم صرف بدیدم
نفی همه را صورت اثبات تو بودی
هوش مصنوعی: در دنیای هستی، من هر چیزی را در عدم و نبود دیدم، و تنها تو بودی که با وجود وجودت، همه چیز را به اثبات آوردی.
ذرات جهان راز عدمها بسوی خویش
آوردی و اندر همه ذرات تو بودی
هوش مصنوعی: تمام اجزای جهان را از حالت عدم به سوی وجود آوردهای و در همهی این اجزا تو نهفتهای.
مافات مضی عمر من از دست بدر رفت
حمدالک چون حاصل مافات تو بودی
هوش مصنوعی: عمر من گذشته و از دست رفته است، اما با این حال شکر خدا را میگویم چون آنچه از گذشته داشتهام، تو بودهای.