برگردان به زبان ساده
وقت سحر آمد ، هله ترتیبِ سحر کن،
آرایش این بزم بآئین دگر کن
هوش مصنوعی: زمان صبح دمیده است، بیا تا جشنی تازه برپا کنیم و زیبایی این محفل را به شیوهای نوین بیافرینیم.
یک نیمه بخوابند و دگر نیمه بمستی
یاران قدح کش همه را باز خبر کن
هوش مصنوعی: نیمی از شب را در خواب باش و نیمهی دیگر را با خوشی و شادمانی بگذران. دوستانی که مشغول نوشیدن هستند را خبر کن که در حال لذت بردن هستند و از شادی بهرهمند شوند.
آن تاج مکلل بگهر، باز بسر نه
وان پیرهن دیبه زر تار، ببر کن
هوش مصنوعی: آن تاج زیبا که با جواهرات درخشان تزئین شده، دوباره بر سر بگذار و آن پیراهن زرین را نیز از تن بیرون بیاور.
آن زلف که آشفته شد از خواب شب دوش
سرگشته و برگشته همه یک بدگر کن
هوش مصنوعی: زلفی که شب گذشته به هم ریخته بود، حالا به خاطر خواب و بیخبری، به هر گوشه و سمتی رفته و در هم پیچیده است.
ای کاشغری ترک نکو روی نکو خوی
در کار می و جام، یکی نیک نظر کن
هوش مصنوعی: ای کاش که تو، ای ترک زیبا و خوشاخلاق، در مورد شراب و جام به خوبی یک بار دیگر نگاه کنی.
تو دوش سمَر گفتی و یاران همه خفتند،
امروز بمستی همه را باز سمر کن
هوش مصنوعی: دیشب تو از حرفهای دلنشین و شیرینی گفتی و دوستانت هم خواب بودند، اکنون به حالت شاد و سرخوشی برگرد و همه را دوباره بیدار کن.
آنچهر که آراسته چون ماه دو هفته است
هر هفته کُن از عشوه و آراسته تر کن
هوش مصنوعی: چهرهای که به زیبایی ماهی در نیمه ماه میماند، هر هفته باید با عشوه و زیبایی بیشتری خود را تزئین کند.
آن زلف نگونسار که وارونه کند کار
پیچیده و آشفته تر و زیر و زبر کن
هوش مصنوعی: آن موی پریشان که کارها را به هم میریزد و همه چیز را به هم میزند و به هم میآورد.