برگردان به زبان ساده
روزی فتد آخر که من این دام ببرم
زین ننگ برون آیم و این نام بدرم
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که من این تنی که به این ننگ وابسته است، کنار بگذارم و از زیر این نام شرمآور بیرون بیایم.
از صحن سرا پرم ناگه به لب بام
وز بام به ناگاه سوی چرخ بپرم
هوش مصنوعی: ناگهان از حیاط بیرون میروم و به بالای بام میروم و از آنجا به سمت آسمان پرواز میکنم.
شهری همه روباه و همه ماده بجز منک
روباه نیم، ماده نیم، شیرم و نرم
هوش مصنوعی: در این شهر، همه روباه هستند و همه ماده (مؤنث)، اما من متفاوت هستم. من نه تنها روباه هستم، بلکه نیمه ماده و نیمه شیر هم هستم و احساس قدرت و نرمی را با هم دارم.
بحر هنر و شیر عرینم که ز گردون
چون بحر همی جوشم و چون شیر بغرم
هوش مصنوعی: من همانند دریای هنر، وسیع و عمیق هستم و از آسمان همانند دریایی جوشان و نیرومند به نظر میآیم و مثل شیری شجاع و پرخاشگر هستم.
من آهوی صحرائیم از شهر گریزان
جوشم همه روزی است که در دشت بچرم
هوش مصنوعی: من مانند آهویی هستم که از شهر فراری است و هر روز منتظر فرصتی هستم تا در دشت بچرم و آزادانه زندگی کنم.
از بام به در میجهم از در به سوی بام
اکنون که ببستند به رخ راه مفرم
هوش مصنوعی: از پشت بام میپروم و از در به سمت بام میروم، حالا که در را بستهاند، با گامهای سبک و آزاد حرکت نکن.
یارانِ وطن نامه فرستند برایم
که زود بیا گر نروم کورم و کرم
هوش مصنوعی: دوستان وطن برایم نامه میفرستند که هرچه زودتر برگردم، وگرنه اگر نروم، نابینا و ناشنوا میشوم.
هم مالک خویشم من و هم بنده خویشم
خود را بفروشم به خود و باز بخرم
هوش مصنوعی: من هم صاحب خودم هستم و هم زیر دست خودم. اگر بخواهم، خودم را میفروشم تا دوباره خودم را بخرم.
هم خیر ز من زاید و هم شر که در این ملک
هم زاده خیرم من و هم زاده شرم
هوش مصنوعی: از من هم خوبی به وجود میآید و هم بدی، زیرا در این دنیا هم میتوانم خوب به دنیا بیاورم و هم بد.
ای بار خدا باز نما راه بد و نیک
بر من که ندانم که چه نفع است و چه ضرم
هوش مصنوعی: ای خدا، لطفاً مسیر درست و نادرست را برای من روشن کن، زیرا من نمیدانم چه چیزی برایم سودمند است و چه چیزی ضرر دارد.