برگردان به زبان ساده
گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
در سر بازارها با ترک بازاری زنیم
هوش مصنوعی: اگر تو در خواب به سر میبردی، ما در بیداری در بازارها با سر و صدا و هیجان به فعالیت مشغولیم.
غمزه مستانه اش ما را کند رسوای شهر
گر بدور چشم ساقی لاف هشیاری زنیم
هوش مصنوعی: چشمک فریبنده او ما را در شهر رسوا میکند؛ حتی اگر دور از چشم ساقی بخواهیم از هشیاری خود صحبت کنیم.
خانه بلغار است و مشکو تبت آنساعت که ما
باده مشکین بروی ترک بلغاری زنیم
هوش مصنوعی: خانه بلغار، جایی است که میتوان باده خوشعطر و گوارا را نوشید و در آن لحظات لذتبخشی را با دوستان گذراند. در این فضا، زیبایی و جذابیت فرهنگ ترک بلغاری نیز مشهود است.
خرقه سالوس ما دیشب برهن باده رفت
گام تا کی در ره زهد و نکوکاری زنیم
هوش مصنوعی: لباس دروغین زهد و دینداری ما دیروز با باده و شراب در رفت؛ تا کی میخواهیم در راه تصنعی زهد و نیکوکاری قدم بزنیم؟
چون زند مطرب ره مستان ببانگ چنگ و تار
چنگ ما در تار زلف ترک تا تاری زنیم
هوش مصنوعی: وقتی نوازنده با صدای سازش دلانگیزی به سمت خوشگذرانی و شادی میخواند، ما نیز در تار زلف محبوب ترکمان به بازی و رقص مشغول میشویم.
در سرای میفروشان سیم و زر چون بی بهاست
ما بهای جام می را از در زاری زنیم
هوش مصنوعی: در خانه میفروشها، طلا و نقره بیارزشاند و ما قیمت جام شراب را با زاری و اضطراب میپردازیم.
چون گواهی داده شیخ سبحه زن بر کفر ما
پنجه در پیچ و خم آن زلف زناری زنیم
هوش مصنوعی: زمانی که عالم دین بر بیدینی ما شهادت میدهد، ما در دل خود به زیباییهای او و آن زلفهای پیچیدهاش چنگ میزنیم.