برگردان به زبان ساده
در این خرمن گدائی خوشه چینم
گدایان دگر دائم بکینم
هوش مصنوعی: در این مکان که پر از نعمت و برکت است، من نیز به جمعآوری و بهرهبرداری از این نعمتها مشغولم و همیشه از دیگران که در این کارند، در دل بیزارم.
فزون رفت از شب و روزم چهل سال
که پا بند اندر این شک و یقینم
هوش مصنوعی: سالهای زیادی از زندگیم را در میان شک و یقین سپری کردهام و این موضوع مدام مرا به خود مشغول کرده است.
بدین درگه ز پستی وز بلندی
ندانم کاسمانم یا زمینم
هوش مصنوعی: در این مکان، نمیدانم که در چه وضعیتی هستم؛ آیا در بالا هستم یا پایین، آیا در آسمان قرار دارم یا روی زمین.
نمیدانم ز نور یا ظلامم
نمیدانم زکفرم یا ز دینم
هوش مصنوعی: نمیدانم در حالتی روشنایی هستم یا در تاریکی، نمیدانم به کفر تعلق دارم یا به دین.
بدان سویم که میل خواجه باشد
نمیدانم در آنم یا در اینم
هوش مصنوعی: من نمیدانم به کدام سو بروم، زیرا آنجا علاقهٔ معشوق است، و نمیدانم در آنجا هستم یا در اینجا.
وطن بنموده خوکی در سرایم
هجوم آورده شیری بر عرینم
هوش مصنوعی: در سرزمینم، خوکی به وطنم تجزیه و حمله کرده و در خانهام، شیری به شدت در حال مبارزه و دفاع است.
ستاده دیوی اندر آستانم
فتاده ماری اندر آستینم
هوش مصنوعی: در مقابل من موجودی ترسناک ایستاده و در کنارم موجودی کوچک و خطرناک پنهان شده است.
نمیدانم سلیمان یا هریمن
شد از از روز ازل نقش نگینم
هوش مصنوعی: من نمیدانم در آغاز روزگار آیا سلیمان شدم یا هریمن، اما به هر حال نقش و جایگاه من مانند نگین است.
ز آدم زاده ام، مانند آدم
همیشه در فغان و در حنینم
هوش مصنوعی: من از نسل آدم هستم و مثل او همیشه در دلتنگی و نجوای دل خود هستم.
بغیر از ربنا انا ظلمنا
نباشد نغمه قلب حزینم
هوش مصنوعی: غیر از درخواست بخشش از خدا، هیچ صدایی نمیتواند احساس ناامیدی و اندوه من را منتقل کند.
یکی روباه حیلت گر ز جادو
فتاده روز و شب در پوستینم
هوش مصنوعی: یک روباه حیلهگر که به خاطر جادو و فریب در سختی و ناراحتی به سر میبرد، شب و روز در پوستینی که بر تن دارد، زندگی میکند.