برگردان به زبان ساده
ای گشته یک امروز تو از محفل ما دور
از دوری تو رفته ز چشم و دل ما نور
هوش مصنوعی: امروز تو از جمع ما دور هستی و این دوریات باعث شده که از دل و دیده ما نوری نماند.
رنجی نرسد بر تن و جان تو اگر چند
از دوری تو جان و تن ما شده رنجور
هوش مصنوعی: اگرچه ما به خاطر دوری تو در رنج و عذاب هستیم، اما تو از هر گونه درد و رنج دور و بینقصی.
هرسو که کنی مجلس و هر جا که کنی بزم
بزم تو نکو، وقت تو خوش، جای تو معمور
هوش مصنوعی: هر جایی که بروی و هر محفل یا جمعی که تشکیل دهی، جشن و سرور تو زیباست و وقت تو خوش میگذرد، جایی که هستی پر از زندگی و نشاط است.
وقتست که باز از در مجلس بدر آئی
با طره آشفته و با نرگس مخمور
هوش مصنوعی: زمانی خواهد رسید که دوباره از در مجلس بیرون میآیی، با موهایی درهم و نگاهی مانند نرگس مست.
تو باده دهی، من بصلای تو کنم نوش
تو بوسه دهی، من بهوای تو کنم شور
هوش مصنوعی: تو شراب میدهی، من به عشق تو مینوشم. تو بوسه میدهی، من به خاطر تو شور و شوق میآورم.
از مردمک دیده بسوزیم سپندان
تا چشم بد از چهره خوب تو شود دور
هوش مصنوعی: از دیدهامان مشعلهایی روشن بسازیم تا نگاه ناپسند از چهره زیبا و دلنشین تو دور بماند.