برگردان به زبان ساده
تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
ما را فضای میکده بیت الحرام شد
هوش مصنوعی: تا وقتی که ما در بند زاهدان و مفتیها بودیم، برای ما حرام شد تا در فضای میکده (جایی که شراب یا خوشیهای دنیوی است) حضور پیدا کنیم.
بر چرخ بود خانه معمور و بر زمین
بیت المقدس است که میخانه نام شد
هوش مصنوعی: این ابیات به توصیف مکانی میپردازد که در آسمانها به عنوان محل استقرار و در زمین به عنوان بیتالمقدس شناخته میشود. بیتالمقدس در راستای جامعهای که میخانه نامیده میشود، مفهوم و معنایی عمیق و چندبعدی دارد. این بیان میتواند نشاندهنده ارتباط میان معنویت، مکان و نشاط باشد که در آن خانه و میخانه به نوعی به یکدیگر پیوند خوردهاند.
در کیش عشق بود که رندان مست را
شاهد پیمبر آمد و ساقی امام شد
هوش مصنوعی: در عشق و محبت، افرادی سرمست و آزاد وجود دارند که به عنوان پیامآوران عشق و راهنمایانی دانا و توانا در این مسیر شناخته میشوند.
در باده چهر یار کند جلوه دگر
اکنون ببزم عیش که آئینه جام شد
هوش مصنوعی: در شراب، چهره محبوب جلوهای دیگر پیدا کرده است. حالا که ظرف شراب مانند آینه شده، بیایید خوش بگذرانیم.
در کوی عشق خاک شو ایدل که خاک بود
آنکش نصیب جرعه کاس الکرام شد
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، خود را به خاک بیفکن، زیرا آنجا بود که نصیب کسی شد که بختش به نوشیدن از زلال کرامت رسید.
چون شحنه میفروش شد و شیخ باده نوش
رندان شهر را همه عالم بکام شد
هوش مصنوعی: زمانی که نگهبان میخانه به میفروشی مشغول شد و عالم دین نیز به نوشیدن شراب روی آورد، تمام جوانان و آزادگان شهر به خوشی و لذت زندگی مشغول شدند.
قومی بسوی کعبه و قومی بسوی دیر
تا قسم ما از این دو عمایت کدام شد
هوش مصنوعی: گروهی به سوی کعبه میروند و گروهی به سمت معبدی دیگر. حالا باید ببینیم که ما در این میان به کدام یک تعلق داریم.
یکجرعه انگبین ز لب آمیز ای حکیم
این شیخ را بسر که که نعم الادام شد
هوش مصنوعی: ای حکیم، یک جرعه از عسل را به لب این شیخ برسان تا او را از حالتی که به آن دچار شده، نجات دهی و به او شادابی ببخشی.
وارونه گشت سبلت زاهد بیک قدح
جامی دگر دهید که کارش تمام شد
هوش مصنوعی: زاهد در اثر نوشیدن مشروب، حالش دگرگون شده و حالت عادی خود را از دست داده است. او از شما میخواهد که جام دیگری به او دهید، زیرا حالا دیگر نیازی به نگرانی و ملاحظه ندارد و در واقع کارش به پایان رسیده است.
یک جلوه کرد قامت ساقی که شیخ شهر
آمد برقص و گفت قیامت قیام شد
هوش مصنوعی: یک زیبایی ظاهر شد که ساقی را نشان میدهد و در این حال، شیخ شهر با رقص و شادی اعلام میکند که روز قیامت فرارسیده است.
جز ریش انبهش نبود دام مکر و فن
این سفله کو بشعبده شیخ الانام شد
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در این فرد مکار و حقهباز به چشم میآید، ریش انبهای اوست که او را به دروغ و فریبکاری میآراید.
لب بر لب پیاله مگر می نهد حبیب
هر صبح و شام کین همه شیرین کلام شد
هوش مصنوعی: هر روز و شب، حبیب لبش را روی لبهی پیاله میگذارد، و این باعث میشود که همهی کلامش شیرین و دلنشین شود.