برگردان به زبان ساده
بکوی میفروشم بار دادند
رهم سوی در خمار دادند
هوش مصنوعی: به کافه میروم، مشغول فروش می باشم، در مسیر به من نوشیدنیای گیجکننده دادند.
در میخانه بر رویم گشودند
بدستم ساغری سرشار دادند
هوش مصنوعی: در میخانه در را به روی من باز کردند و در دستم یک جام پر از شراب گذاشتند.
بیک ساغر شب دوشم رهائی
ز بار خرقه و دستار دادند
هوش مصنوعی: در یک جام از شب دیشب، آزاد شدم از بار سنگین رخت و کلاه.
هزاران بار از دوشم نهادند
پس آنگه ره بدان در بار دادند
هوش مصنوعی: هزاران بار بار سنگینی را بر دوشم قرار دادند و سپس راهی برای رهایی از آن مشکل فراهم کردند.
می تسنیم و جوی کوثر ای شیخ
بما آسان، بتو دشوار دادند
هوش مصنوعی: ما همچون جوی باران به سراغ کوثر میرویم، ای شیخ! برای ما این کار ساده است، اما برای تو سخت و دشوار قرار دادهاند.
چنین شد قسمت روز نخستین
تو را سبحه مرا زنار دادند
هوش مصنوعی: روز نخستین تو را به یک زنجیر محدود کردند و در عوض به من تسبیحی دادند.
بیک حرف از لب پیر خرابات
مرا صد دفتر اسرار دادند
هوش مصنوعی: یک کلام از دهان پیر اهل شب، برای من معانی عمیق و رازهای بسیاری را آشکار کرد.
تو را از درس زهد و خود پرستی
مرا از بیخودی تکرار دادند
هوش مصنوعی: تو را به یادگیری زهد و عزلت آموختند و مرا به حالت بیخود بودن عادت دادند.
بدلخواه و پسند مشتری بود
متاعی کاندرین بازار دادند
هوش مصنوعی: در این بازار، کالاهایی به فروش میرسد که مطابق با خواسته و سلیقه خریداران تهیه شدهاند.
یکی را صورت گفتار نیکو
یکی را معنی کردار دادند
هوش مصنوعی: یک نفر را با کلمات زیبا و خوب معرفی کردند و برای نفر دیگر به رفتار و عمل او اهمیت دادهاند.