برگردان به زبان ساده
تو را مسجد مرا میخانه ای شیخ
تو را سبحه مرا پیمانه ای شیخ
هوش مصنوعی: ای شیخ، تو در حال عبادت در مسجد هستی و من در حال نوشیدن در میخانه. تو با تسبیح خود مشغول ذکر و دعا هستی و من با جام خود سرگرم لذت و سرگرمی.
تو را ورد سحرگاهی و ما را
همه شب ناله مستانه ای شیخ
هوش مصنوعی: تو در سحرگاهان به ذکر و دعا مشغولی و ما در طول شب، نالههای عشق و شیدایی سر میدهیم ای شیخ.
زنخ کم زن که در گوش من آید
همه افسون تو افسانه ای شیخ
هوش مصنوعی: نیکو کن که در گوش من نیاید، همه جذابیت تو داستانی است که از زبان شیخ نقل میشود.
مکن عیب من از ویرانه گردی
مرا گنجی است در ویرانه ای شیخ
هوش مصنوعی: به من ایراد نگیری که من در ویرانی زندگی میکنم، زیرا من در این ویرانه، گنجی عظیم دارم.
زبانی آتشین چون شمع دارم
مپر گردم تو چون پروانه ای شیخ
هوش مصنوعی: من زبانی پرحرارت مانند شمع دارم، پس چرا باید مانند پروانه دور تو بچرخم، ای شیخ؟
تو را کوه و مراکانی است در کوه
تو را دانه مرا دردانه ای شیخ
هوش مصنوعی: تو مسیری سخت و پر از چالشها داری، و من هم در میان این چالشها، خاص و با ارزش هستم.
مرا بر گردش پیمانه پیمان
تو را با سبحه صد دانه ای شیخ
هوش مصنوعی: من در دوری از تو، مانند چرخش یک پیمانه، به یاد تو هستم که با یک تسبیح صد دانهای یادآوری میشود.
مرا با بیدل و دیوانه خوشتر
تو را با عاقل و فرزانه ای شیخ
هوش مصنوعی: من با افرادی چون بیدل و دیوانه بیشتر خوشحال میشوم، در حالی که تو با عاقل و فرزانههایی همچون شیخ بهتر کنار میآیی.
عجایب ها ببینی گر نهی چشم
یکی بر روزن این خانه ای شیخ
هوش مصنوعی: اگر بخواهی شگفتیها را ببینی، کافی است یکی از چشمانت را به روزنه این خانه بیندازی.
یک امشب را بکوی میفروشان
شوی مهمان برندان یا نه ای شیخ؟
هوش مصنوعی: آیا امشب به خانه میفروشان میروی و مهمان آنها میشوی یا نه، ای شیخ؟