برگردان به زبان ساده
گر چو شمع آتش برآید از گریبان کسی
به که باشد گردنش بی طوق فرمان کسی
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند شمع شعلهور شود، بهتر است که گردن او زیر بار فرمان و مسئولیت کسی نباشد.
معذرت خواهم، ندانم، یا کنم دعوای خون
گر رسد روز جزا دستم به دامان کسی
هوش مصنوعی: متأسفم، اما نمیدانم. اگر روز حسابرسی فرا برسد و کارها به جدل و نزاع بکشد، دستم به دامان کسی خواهد بود.
کو جنون تا پنجهام قید گریبان بگسلد؟
پیرهن تا کی بود چون غنچه زندان کسی؟
هوش مصنوعی: بیتابی و دیوانگی چقدر باید باشد تا بتوانم از قید و بند زندگی رهایی پیدا کنم؟ تا کی باید این لباس بر تنم باشد و مرا مانند غنچه در بند نگه دارد؟
ابر را نشنیدهام هرگز ببارد خون، مگر
بر گرفتند آستین از چشم گریان کسی؟
هوش مصنوعی: باران خون را هرگز از ابر نشنیدهام، مگر اینکه کسی با چشمان گریان آستینش را بالا زده باشد.
آتش جانسوز، میدانم کسی غیر تو نیست
بهر آن سوزم چو بینم داغ بر جان کسی
هوش مصنوعی: میدانم که تنها تو هستی که برایم مهمی و به همین خاطر وقتی میبینم کسی درد و رنج کشیده، خودم هم دچار آتش وجودی میشوم.
از حریفان بیشتر بر روی ساقی واله است
از قدح ترسم، نباشد چشم گریان کسی!
هوش مصنوعی: از حریفان بیشتر به ساقی خوشنودم و از جام شراب میترسم که مبادا کسی در این حال چشمش بخورد و بگرید.