برگردان به زبان ساده
به هوای صید یک ره، به گذار ما نیایی
تو که صید قدس گیری به شکار ما نیایی
هوش مصنوعی: اگر برای شکار به سوی ما نآیی، بیتردید به دنبال شکار خوب نخواهی بود. اینجا کسی نیست که صید در دستانش باشد و تو نتوانی آن را به دست آوری.
رقم شهادت ما، دگری به دست دارد
اگر ای اجل بدانی، به شکار ما نیایی
هوش مصنوعی: ما هرگز به شهادت دست نمییابیم مگر اینکه تقدیر دیگری بخواهد و اگر ای مرگ، از سرنوشت ما آگاه باشی، بهتر است که به سراغ ما نیایی.
برو ای صبا به شیرین، ز روان کوهکن گو
که شدی چو یار خسرو، به مزار ما نیایی!
هوش مصنوعی: برو ای نسیم به شیرین، به کوهکن بگو که تو هم مثل یار خسرو، به آرامگاه ما نمیآیی!
سر کوی می پرستان، ز پیاله نیست خالی
تو که مرد پارسایی، به جوار ما نیایی!
هوش مصنوعی: در محلهٔ کسانی که به می و عشق میپردازند، هیچگاه از پیاله خالی نمیشود. این نشان میدهد که تو که شخصی پارسا و پاکنهاد هستی، چرا به نزد ما نمیآیی و در این جمع حاضر نمیشوی؟
مفریب وقت مردن، به امید وعده ما را
که تو شمع بزم غیری، به مزار ما نیایی
هوش مصنوعی: فریب نخور در لحظه مرگ به امید وعدهای که به تو داده شده است، زیرا تو نور و روشنایی جشن دیگری هستی و به سراغ مزار ما نخواهی آمد.
ز گمان هلاک گشتم، ز چه خیلی و چه نامی
که بیفکنی و بر سر چو سوار ما نیایی
هوش مصنوعی: من به خاطر فکر کردن و گمانهای بیپایه دچار مشکلات شدم، از این رو که نه به خاطر چیز زیادی یا نام بزرگی، بلکه اگر تو بیخیال شوی و بر سر ما نیایی.
تو غافلی ز قاتل، چه روی به پای تیغش
به همین که کشته گردی، به شمار ما نیایی
هوش مصنوعی: تو از قاتل غافل هستی و به همین دلیل به سوی تیغ او میروی. وقتی که کشته شدی، هرگز به شمار ما نخواهی آمد.
برو ای جوان ز پیشم، که اگر فرشته گردی
به نظر ز خوبرویی، چو نگار ما نیایی
هوش مصنوعی: برو جوان، از نزد من برو، زیرا حتی اگر تو فرشته هم باشی و زیبا به نظر بیایی، باز هم به جذابیت نگار ما نمیرسی.