برگردان به زبان ساده
کشتهای اول به نازم، باز خندان گشتهای
میتوان دانست کز قتلم پشیمان گشتهای
هوش مصنوعی: اولین بار که کشته شدم به خاطر عشق، حالا که دوباره خندان شدهای، میشود فهمید که از قتلی که بر من کردی پشیمان شدهای.
من طلبکار توام با چشم در دیر و حرم
تو مرا در سینه همچون روح پنهان گشتهای
هوش مصنوعی: من از تو چیزی میخواهم و در حالی که به معبد و بارگاه تو مینگرم، تو در دل من پنهان شدهای همچون روحی که همیشه در کنارم است.
بعد ایامب که پیشش یافتی راه سخن
عرض حال خویش کن ای دل، چه حیران گشتهای؟
هوش مصنوعی: پس از گذشت مدتی که راه گفتوگو با او را پیدا کردی، حالا به دل خود بگو و از وضعیت خود بگویید ای دل، چقدر سرگردان و بلاتکلیف هستی؟
مرهم الماس ای دل بستهای بر زخم خویش
کردهای با درد خو، فارغ ز درمان گشتهای
هوش مصنوعی: ای دل، تو مانند مرهم الماس بر زخمهای خود بستهای و به درد خود عادت کردهای؛ طوری که دیگر به فکر درمان نیستی و از آن رنج دور شدهای.
از قبول عشق، قدسی کس مبادا بینصیب
نیست جای غم که رد کفر و ایمان گشتهای
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق را بپذیرد، مسلماً از الطاف و اهمیت آن بهرهمند خواهد شد. در این میان، جایی برای اندوه نیست، زیرا تو در گذر از کفر به ایمان قرار گرفتهای.