برگردان به زبان ساده
تا به کی چون ماه در مشکین نقاب افروختن
زلف یک سو کن که بیند آفتاب، افروختن
هوش مصنوعی: تا کی باید مانند ماه با پوششی تیره و پنهان دیده شویم؟ بهتر است زلف (مو) را کناری بزنیم تا آفتاب ما را ببیند و نور وجود ما آشکار شود.
بس که اشک گرم از دامان مژگان ریختم
عرف شد در عهد ما آتش ز آب افروختن
هوش مصنوعی: به خاطر این که به حدی از چشمانم اشک ریختم، حالا آتش را با آب روشن کردن در زمان ما به یک سنت تبدیل شده است.
هرکه از عشق منش پرسد، کند انکار، لیک
میکند خاطرنشانش در نقاب افروختن
هوش مصنوعی: اگر از کسی درباره عشق بپرسی، ممکن است انکار کند، اما در دلش به طور پنهانی آتش عشق را احساس میکند.
ما چو خم از باده لبریز و همان بر حال خویش
تنگ ظرفان و به یک جام شراب افروختن
هوش مصنوعی: ما مانند خمهایی هستیم که از شراب پر شدهایم و همچنان در حال خود غوطهوریم، مانند ظرفهایی که به یک جام شراب شعلهور میشوند.
بی مه روی تو باشد کار ما شب تا به روز
از هجوم اشک، مژگان چون شهاب افروختن
هوش مصنوعی: رخسار زیبای تو باعث شده که ما در شب و روز بیقرار بمانیم و به خاطر ترس از هجوم اشکهایمان، مژگانمان مانند شهاب درخشیدهاند.
بی مه روی تو باشد کار ما شب تا به روز
از هجوم اشک، مژگان چون شهاب افروختن
هوش مصنوعی: زندگی ما بدون چهره زیبای تو شب و روزش به سختی میگذرد و از شدت اشکریزی، مژههایمان مانند شهابها درخشنده میشود.
یافتی در بزم وصلش راه، قدسی زیبدت
آتش غیرت به جان شیخ و شاب افروختن
هوش مصنوعی: در جمعی که به وصال او میرسید، تو باید با غیرت و تعصب همچون آتش در جان آموزگاران و جوانان، روشنایی ایجاد کنی.