برگردان به زبان ساده
بیا ای عشق، ننگ عافیت از سرم وا کن
دلم را طاقت غم ده، سرم را گرم سودا کن
هوش مصنوعی: ای عشق، لطفاً مرا از دغدغههای بیخود رها کن و دل بیقرارم را به تحمل غم و گرما و شوق پر کن.
شب تنهاییام مشرق ز یادش رفته، ای گردون
رهی دیگر برای مطلع خورشید پیدا کن
هوش مصنوعی: در شبهای تنهاییام، به یادش افتادم و احساس میکنم که آسمان باید راهی جدید برای طلوع خورشید پیدا کند تا دوباره امید و روشنی به زندگیام بازگردد.
گل خودروی من، آهنگ سیر بوستان دارد
برو ای دیده و در چشم نرگس خویش را جا کن
هوش مصنوعی: گل خودرویم، نشانی از زیبایی و ترانهای شیرین در باغ دارد. حالا ای چشمانم، برو و در نگاه نرگس، خودت را جای بده.
مرا خوانی به بزم خود، دهی پهلوی غیرم جا
خسک در دیدهام ریزی و گویی گل تماشا کن
هوش مصنوعی: مرا به مهمانی خود دعوت میکنی، اما کنار کسی دیگر نشستهام. با این حال، تمام زیباییات را در چشمم میریزی و به من میگویی که گل را تماشا کن.
اگر خواهی که ره بیرون بری از شام تنهایی
برو چون آسمان هر صبح خورشیدی مهیا کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از تنهاییات رها شوی، مانند آسمان که هر صبح خورشید را آماده میکند، تلاش کن و به سوی بیرون برو.