برگردان به زبان ساده
عمری چو جاهلان پی چون و چرا شدم
بستم ز حرف لب، چو به حرف آشنا شدم
هوش مصنوعی: زندگیام را مانند نادانان صرف پرسش و چراییها کردم و از سخن گفتن دور شدم، اما وقتی با حقیقت و علم آشنا شدم، همه چیز تغییر کرد.
پای از گلیم فقر نکردم فزون دراز
با آنکه در دیار سخن، پادشا شدم
هوش مصنوعی: کوشش کردهام که از حد و مرز فقر خود تجاوز نکنم، با وجود اینکه در دنیای ادبیات به مقام بالایی دست یافتم.
زد بر زمین همان نفسش هرچه برگرفت
عمری چو برگ گل پی باد صبا شدم
هوش مصنوعی: نفسش بر زمین تاثیر گذاشت و هر چه برداشت کرد. من هم مانند برگ گلی شدم که عمرش به بادی که میوزد سپری میشود.
آخر شدم چو سبزه لگدکوب خاص و عام
گر چند روز، قابل نشو و نما شدم
هوش مصنوعی: در نهایت مثل سبزهای شدم که همگان بر روی من پا میگذارند، هرچند مدتی در کنار آنها به رشد و نمو پرداختم.
بر سر همیشه سایهام از دست خویش بود
کی ملتفت به سایه بال هما شدم؟
هوش مصنوعی: من همیشه سایهام در دستان خودم بود، اما چه زمانی متوجه شدم که سایهی من به وجود بال پرندهای تعلق دارد؟
گشتم تمام عشق و ز خود، کام یافتم
آخر به مدعای دل مدعا شدم
هوش مصنوعی: من تمام عشق را تجربه کردم و از خودم رها شدم، در نهایت به خواسته دل خود رسیدم و مورد توجه قرار گرفتم.
دارم چو صبح، آینه مهر در بغل
قدسی ازان سبب همه صدق و صفا شدم
هوش مصنوعی: به مانند صبحی روشن و پاک، در آغوشم آینهای از مهر و محبت دارم که به همین دلیل، به حقیقت و صداقت دست یافتهام و صفا و پاکی در وجودم تجلی کرده است.