برگردان به زبان ساده
قسمت نگر که نوشم، می از ایاغ مردم
سوزد به مجلس ما، شبها چراغ مردم
هوش مصنوعی: به قسمت خود نگاه کن که در این مجلس، نوشیدن شراب از بدبختی مردم میسوزد و شبها، چراغ امید مردم روشن است.
دانسته تا دلم را، سوزد به داغ حسرت
هر لحظه آید از من پرسد سراغ مردم
هوش مصنوعی: من میدانم که دلتنگی و حسرت درونم را میسوزاند و هر لحظه کسی از من میپرسد که حال دیگران چگونه است.
چون گل نمانده بر تن، از داغ جای داغم
سوزد مگر ازین پس، عشقم به داغ مردم
هوش مصنوعی: وقتی که دیگر بر تنم اثری از گل نیست، داغی که بر جانم نشسته میسوزد. جز این که از این به بعد، عشق من به درد و رنج مردم تبدیل شود.
در حفظ ناله کوشم، تا دردسر نبینند
بر خود جفا پسندم، بهر فراغ مردم
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم تا صدای نالهام را پنهان کنم، تا دیگران در مشقت و زحمت نباشند. به همین خاطر، خودم را به زحمت میاندازم تا دیگران راحتتر باشند.
از دیدهها عجب نیست، دزدند اگر ز دل خون
چینند کودکان گل، پنهان ز باغ مردم
هوش مصنوعی: به نظر نمیرسد که از دید دیگران عجیب باشد اگر کودکان معصوم و نازکدل، که غم و اندوه را حس میکنند، در خفا از زمین و باغهای مردم چیزی بربایند.
هرجا دلی فروزد، بر حال ما بسوزد
گردد ز شیشه ما، پر می ایاغ مردم
هوش مصنوعی: هر جا که کسی دلش به عشق و محبت آتش بگیرد، حال ما هم تحت تأثیر قرار میگیرد و این احساس در ما شعلهور میشود. مانند شیشهای که پر از میباشد و وقتی میشکند، درون آن ریخته میشود و بر سر مردم میریزد.
هرچند مست عشقی، قدسی چنان نرقصی
کز باد آستینت، میرد چراغ مردم
هوش مصنوعی: هرچند که در عشق دیوانهوار هستی، اما همچون فرشتهای نرقص، زیرا که حرکت آستین تو میتواند چراغ جان مردم را خاموش کند.