برگردان به زبان ساده
در بزم طرب، باده نابی نکشیدیم
لب خشک شد و منت آبی نکشیدیم
هوش مصنوعی: در جمع شادمانی و میگساری، شراب خوشی نیاشامیدیم و لبهایمان خشک شد، در حالی که آبی نیز نیاشامیدیم و از کسی انتظار کمکی نداشتیم.
چون مور ضعیف از عقب شاهسواران
گامی ندویدیم و رکابی نکشیدیم
هوش مصنوعی: ما مثل مورچههای ضعیف از پشت سواران بزرگ، حتی یک قدم هم برنداشتیم و به دنبال آنها نرفتیم.
بر خلد گذشتیم و نکردیم نگاهی
در میکده مردیم و شرابی نکشیدیم
هوش مصنوعی: ما از باغ بهشتی گذشتیم و حتی نگاهی هم نداشتیم، در میخانه جان باختیم و جرعهای هم نداشتیم.
همراه نسیم سحری عمر به سر رفت
از روی گلی، طرف نقابی نکشیدیم
هوش مصنوعی: در بیداری صبحگاهی، با نسیم ملایم، جوانی و میانسالی ما سپری شد و هیچگاه نتوانستیم پرده غفلت را از چهره زیبای طبیعت کنار بزنیم.
بستیم ز احوال دو عالم لب پرسش
منت ز کس از بهر جوابی نکشیدیم
هوش مصنوعی: ما از حال و روز دو جهان کنجکاو شده بودیم، اما برای یافتن پاسخ، از کسی درخواست نکردیم و در سکوت ماندیم.
بر سینه ز بس داغ بهشتیصفتان بود
در دوزخ جاوید، عذابی نکشیدیم
هوش مصنوعی: به دلیل تلخیهای فراوان و دردهایی که از جانب انسانهای بهشتیصفت متحمل شدیم، در عذابی که در دوزخ جاودان وجود دارد، احساس عذابی نکردیم.
قدسی چو شب و روز به رویت نگران بود
در چشمش ازان سرمه خوابی نکشیدیم
هوش مصنوعی: موجودی مقدس شب و روز به چهرهات مینگریست و در چشمانش به خاطر آن سرمه، خواب به چشم نیاوردیم.