برگردان به زبان ساده
دایم چو غنچه سر به گریبان گریستم
پیدا شکفته بود و پنهان گریستم
هوش مصنوعی: همیشه مانند غنچهای که سرش را در چادر خود پنهان کرده، گریه کردم. در حالی که درونم شکفته و شاداب بود، اما ظاهراً این ناراحتی را پنهان کرده بودم.
هرجا چو غنچه تنگدلی چند یافتم
رفتم چو ابر و بر سر ایشان گریستم
هوش مصنوعی: هرجا که دیدم دلهایی پر از غم و اندوه به مانند غنچههای بسته، چنانکه ابرها بر سرشان میبارند، من نیز به آنها نزدیک شدم و برایشان گریستم.
چون شمع، زندگانی من صرف گریه شد
تا آخرین نفس، ز تف جان گریستم
هوش مصنوعی: زندگی من مانند شمعی است که در اثر گریه و اندوه سوخته و تمام شده است و تا آخرین نفس، از دل سوختهام اشک ریختهام.
ای ابر هرزه آب رخ خود مبر، که من
چندان که ممکن است چو باران گریستم
هوش مصنوعی: ای ابر بیفایده، آب و رطوبت خود را از چهرهام دور کن، زیرا من تا جایی که ممکن است مانند باران اشک ریختم.
هرگز ز گریه روی نکردم ترش چو ابر
دایم چو شیشه با لب خندان گریستم
هوش مصنوعی: هرگز از گریه کردن دست نکشیدم و همیشه غمگین بودهام، اما مانند یک ابر که همیشه در حال بارش است، با دل شاد و لبخند، احساساتم را بیان کردهام.