برگردان به زبان ساده
شکل گردابی به گرد خود ز مژگان میکشم
کم مباد اشکم، چرا منت ز طوفان میکشم؟
هوش مصنوعی: من با مژگانم به شکل گردابی در حال گریانم، ای کاش اشکم کمتر شود؛ چرا که من از طوفانی که در دل دارم، رنج میکشم.
غنچه میچینم ز شاخ و بس که میآید بدش
از دل مرغ چمن گویی که پیکان میکشم
هوش مصنوعی: من غنچهای از درخت میچینم و از دل مرغ چمن میفهمم که چقدر از این کار دلش آشوب میشود، مانند این که من پیکانی را آماده میکنم.
روز و شب سر در گریبانم ز غم، حق با من است
گر نفس چون صبح از چاک گریبان میکشم
هوش مصنوعی: روز و شب به خاطر غمهایی که دارم، در خودم فرو رفتهام و حق با من است اگر در لحظهای مانند صبح، از عمق غمم خارج شوم.
میکنم پر خون ز کاوش، داغهای سینه را
بر سراپا باز نقش چشم گریان میکشم
هوش مصنوعی: از جستجوی عمیق و دردناک درونم، زخمهای سینهام را نشان میدهم و با رنگ خونین، تصویر چشمانی گریان را بر تمام وجودم مینشانم.
طرفه شوخی گشته ساقی، از کفش جام شراب
میکشم، جز توبهای آخر چه نقصان میکشم؟
هوش مصنوعی: ساقی به شوخی و طعنه به من میگوید، من هم از جنس شراب از او میخواهم. اما در آخر تنها چیزی که به دست میآورم، توبه و پشیمانی است و هیچ سودی نمیکنم.
گر کند غیرت مدد، از دست رشک مدعی
دست بر دل مینهم، یا پا به دامان میکشم
هوش مصنوعی: اگر غیرت کمک کند، از حسادت مدعی دست بر دل میگذارم یا به آغوش او میروم.
عاقبت قدسی چو تخم خاک میباید شدن
کافرم گر منت یک جو، ز خاقان میکشم
هوش مصنوعی: در نهایت، اگر بخواهم به مقام قدسی برسم، باید مانند دانهای از خاک باشم. حتی اگر یک جو از نعمتهای پادشاه را بگیرم، کافر میشوم.