برگردان به زبان ساده
از لعل لبت جز طمع خام ندارم
دارم هوس کام، اگر کام ندارم
هوش مصنوعی: من تنها به طمع لبت هستم و از آن بیشتر چیزی نمیخواهم، اگرچه آرزوی کامروایی در دل دارم، ولی اگر نتوانم به آن دست یابم.
دل را به خیال از تو تسلی نتوان کرد
بشتاب که من طاقت پیغام ندارم
هوش مصنوعی: دل را نمیتوان به یاد تو آرام کرد، بنابراین زود بیا که من دیگر تحمل شنیدن پیامها را ندارم.
ترکی به نگه کرده مرا مست، حریفان
معذور که پروای می و جام ندارم
هوش مصنوعی: نگاه او مرا سرفراز کرده و مست کرده است، اما دوستانم عذرخواهی میکنند چون من نه از می و نه از جام چیزی دارم.
ای آتش سوزان، چو سپند سر آتش
تا روی ترا دیدهام آرام ندارم
هوش مصنوعی: ای آتش سوزان، مانند چوبی که در آتش میسوزد، وقتی چهرهات را میبینم، هیچ آرامشی ندارم.
دشنامی ازو باز کشیدم به دعا من
هرچند لبت گفت که دشنام ندارم
هوش مصنوعی: من از او دشنامی شنیدم و به جای انتقام دعا کردم، هر چند که تو گفتی من دشنامی نمیزنم.
خوش میگذرد خوش، به پریشانیام اوقات
تا زلف پریشان نکنی، شام ندارم
هوش مصنوعی: زندگیام با بینظمی و پریشانی خوبی میگذرد، اما تا زمانی که تو زلفهایت را به هم نریزی، من نمیتوانم شبی را بدون تو سپری کنم.
بر گرد دل از شوق تمنای تو گردم
در کوی تو گر جا به در و بام ندارم
هوش مصنوعی: من از شوق و آرزوی تو دور نمیشوم و حتی اگر در محل تو جایی برای نشستن نداشته باشم، در آنجا میچرخم و میگردم.
گشتم به کمند تو گرفتار چو قدسی
پروای گرفتاری ایام ندارم
هوش مصنوعی: من به دام محبت تو افتادهام، مانند فرشتهای که احساس آزادی ندارد و در پی زندگی راحت نیستم.