برگردان به زبان ساده
شود هر موی بر تن شعله، گر پاس فغان دارم
من این فواره آتش، ز مردم چون نهان دارم؟
هوش مصنوعی: اگر هر تار موی من به شعله تبدیل شود، چون من این نار برافروخته را از انسانها پنهان کردهام، پس چرا فریاد من شنیده نمیشود؟
ز دامن تا گریبان، غنچه خون رسته از اشکم
بهار ابر چشمم، آب و رنگ زعفران دارم
هوش مصنوعی: از دامن تا گردن، غنچهای که از اشک من رشد کرده، نشانهای از بهار چشمانم است، و رنگ و بویی همچون زعفران دارم.
نیم آگه ز کیش برهمن، لیک این قدر دانم
که بیتابانه هر دم حرف کفری بر زبان دارم
هوش مصنوعی: من اطلاعات زیادی درباره دین بر همنان ندارم، اما به خوبی میدانم که هر لحظه با اشتیاق و بیصبری نظراتی کفرآمیز بر زبان میآورم.
ندارد ناله تاثیری، ز من پرسید اهل دل
که شب تا روز، صد پیک دعا بر آسمان دارم
هوش مصنوعی: نالهام تأثیری ندارد. اهل دل از من پرسیدند که چرا شب و روز، هر لحظه دعاهایم را به آسمان میبارانم.
ز ناکامی نگریم فاش اگر از غیرت دشمن
ولیکن در بن هر موی، چشمی خونفشان دارم
هوش مصنوعی: از ناکامیام مینگرم، و اگرچه دشمن با غیرتش به من آسیب میزند، اما در عمق وجودم، درد و ناراحتیام به شدت احساس میشود.
غمم پوشیده چون ماند، که با هرکس ز بیطرفی
ز راز دل، به خون آغشته حرفی بر زبان دارم
هوش مصنوعی: غمهایم را پنهان کردهام. چطور میتوانم بگویم وقتی با هر کسی که صحبت میکنم، به صورت بیطرفانه از راز دل خود, به نوعی در جنگ هستم و کلامم به شدت متاثر از این درد است؟
دلم از گوشه گلخن، به گلشن کی کشد قدسی؟
خزان آتشم، ننگ از بهار بوستان دارم
هوش مصنوعی: دل من از فضای تاریک و مملو از غم، هیچ امیدی به زندگی شاداب و سرسبز ندارد. حالا که در آتش خزان و غم هستم، از بهار و زیباییهای زندگی شرمندهام.