برگردان به زبان ساده
روشن شود ز دود دماغم چراغ فیض
فیض است آنقدر، که ندارم دماغ فیض
هوش مصنوعی: از از دود دماغم، چراغ فیض روشن میشود و این فیض آنقدر زیاد است که نمیتوانم آن را بهتنهایی تحمل کنم.
یک شاخ گل ز گل نشود پاک، گردوکون
تا حشر گل برند به خرمن ز باغ فیض
هوش مصنوعی: یک شاخه گل هرگز نمیتواند از گل جدا شود و تا زمانی که زندگی ادامه دارد، گرد و غبار و مشکلات به باغی که پر از نعمت و خیر است خواهد آمد.
از هر طرف دریچه فیضیست بر دلم
بیهوده از در که کنم من سراغ فیض؟
هوش مصنوعی: در هر سمتی که نگاه میکنم، میتوانم نشانههایی از نعمت و رحمت الهی را ببینم. بنابراین، بیفایده است که فقط از یک در برای دریافت این فیضها تلاش کنم.
بهر مرکّب قلم فیض بخش من
آوردهاند دوده ز دود چراغ فیض
هوش مصنوعی: برای مرکب قلم من که بخشندهی فیض است، از دودهٔ چراغ فیض، دودی آوردهاند.
ساقی نموده نذر حریفان به بزم نظم
روز ازل که ریخته می در ایاغ فیض
هوش مصنوعی: ساقی برای میهمانان در بزم، نذری از روز نخست ترتیب داده که نوشیدنیای در ظرف نعمت ریخته است.
ای آنکه برده ذوق سماعت ز خویشتن
ترسم که آستین بزنی بر چراغ فیض
هوش مصنوعی: ای کسی که لذت شنیدن را از خودت گرفتهای، میترسم که دست به آستین ببری و روشنایی نعمتها را خاموش کنی.
از سنگ کاهلی، در اندیشه را مبند
قدسی دگر مسوز دلم را به داغ فیض
هوش مصنوعی: از سنگ کاهلی، در اندیشه خود را محدود نکن، ای عزیز! دیگر قلب من را با داغ فیض نسوزان.